ابزار حقوق

آشنایی با حقوق سرمایه گذاری خارجی

829 نفر
5/5 - (1 امتیاز)

آشنایی با حقوق سرمایه گذاری خارجی

آشنایی با حقوق سرمایه گذاری خارجی

برای اینکه بدانیم چه قواعدی بر سرمایه گذاری خارجی حاکم است باید با مفهوم آن آشنا بشویم. آشنایی با مفهوم سرمایه گذاری خارجی مهم است. برای اینکه از دیدگاه حقوق تجارت بین الملل و حقوق بین المللی حاکم بر سرمایه گذاری خارجی بخصوص در مواردی که حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین یک سرمایه گذار خارجی و دولت میزبان در یک چارچوب داوری سازمانی و یا در یک چارچوب نهاد داوری مثل GCC مطرح است صلاحیت این نهاد داوری در گرو این است که موضوع مشمول سرمایه گذاری خارجی تلقی شود. و برای اینکه آن نهاد داوری یا هیئت داوری صلاحیت خود را احراز کند باید با استفاده از مفاهیم رایج در حقوق بین الملل یا عرف بین المللی سرمایه گذاری خارجی تشخیص بدهد که آیا موضوع اختلاف می تواند سرمایه گذاری خارجی تلقی شود یا نه. به همین دلیل است که باید با مفهوم سرمایه گذاری خارجی آشنا شویم.

مثل هرنوع مفهوم دیگری که در علم حقوق مطرح است، طبعا بین حقوقدانان، افراد بین المللی، نظام های ملی اختلافاتی از این قبیل وجود دارد.

مفهوم سرمایه گذاری خارجی ابتدا از یک مفهوم کلی شروع شده است. برای مثال یکی از تعاریفی که بین حقوقدانان رایج است ،اگرچه مورد نقد هم هست، بیان میشود. “سرمایه گذاری خارجی: یعنی انتقال دارایی های مادی و غیرمادی از یک کشور به کشور دیگر یا از یک قلمرو ملی به قلمرو ملی دیگر به قصد تولید ثروت در کشور مقصد”

این تعریف تکیه اش بر آن است که سرمایه گذاری خارجی یعنی جابجایی سرمایه مشتمل بر دارایی های اعم از مادی و غیرمادی که می تواند در تولید ثروت به کار گرفته شود از یک قلمرو ملی یا یک کشور یا چند کشور (فرقی ندارد) به یک کشور دیگر. یعنی در واقع یک جور صادرات سرمایه موردنظر است با هدف بر تولید ثروت در کشور مقصد (یا دولت  میزبان سرمایه) از جهت تکیه و تاکیدی که بر جابجایی سرمایه از یک قلمرو ملی به قلمرو ملی دیگر در این تعریف شده ، این تعریف درست است. چون در سرمایه گذاری خارجی ما با ورود سرمایه ای که خارجی در کشور روبرو هستیم اما از حیث هدف جابجایی سرمایه همواره این هدف، تولید ثروت در کشور میزبان نیست. هدف صاحب سرمایه از انتقال سرمایه خود از یک اقتصاد ملی به اقتصاد ملی دیگر کسب سود بیشتر است اینکه سرمایه گذاری او منتهی به تولید ثروت در کشور میزبان می شود یا نه مهم نیست. این یک نقد است که بر تعریف وارد است. نقد دیگر این است که هر سرمایه گذاری که مشتمل بر انتقال دارایی از یک کشور به کشور دیگر باشد نمیتواند سرمایه گذاری خارجی تلقی کرد. به این ترتیب دایره ی شمول سرمایه گذاری خارجی خیلی وسیع می شود. برای مثال وقتی که شما به عنوان یک بازرگان در داخل کشور برای تعیین نیازهای خود برای تولید مواد اولیه از کشور خارجی و تاجر خارجی خریداری میکنید با این تعریف میتوانید مشمول سرمایه گذاری خارجی برای آن تاجر خارجی تلقی شوید. چون دارایی خود را برای تولید به کشور ما منتقل میکند. یعنی یک قرارداد خرید ساده هم میتواند سرمایه گذاری خارجی باشد. یک قرارداد پیمانکاری ساده هم میتواند سرمایه گذاری خارجی باشد. وقتی شما برای انجام یک پروژه عمرانی به یک پیمانکار خارجی این امتیاز را میدهید که این کار را برای شما انجام دهد در قبال دریافت دستمزد، این هم می تواند سرمایه گذاری خارجی باشد. فرض کنید پیمانکار خارجی دانش فنی اش را می آورد (همان دارایی غیرمادی، دارایی علمی اش) این هم میتوان سرمایه گذاری خارجی تلقی کرد. بنابراین دومین نقد این است که تکیه صرف بر انتقال دارایی میتواند دایره ی شمول این سرمایه گذاری را خیلی وسیع کند. در حالی که هدف دولت ها همانطور که گفته شد در حقوق سرمایه گذاری خارجی در واقع تأکید بر جنبه های حمایتی این حقوق است. اگر دایره شمول سرمایه گذاری خارجی را خیلی وسیع بگیریم آن وقت حمایت هایی که دولت میخواهد اعطا کند جمع کثیری از کنشگران خارجی را که در عرصه اقتصاد ملی فعال هستند در برمیگیرد و این میتواند مستلزم یک جور تبعیض نابجا بین سرمایه گذاران خارجی و سرمایه گذاران داخلی بشود. بنابراین باید یک عناصر دیگری در سرمایه گذاری خارجی وجود داشته باشد تا بتوانیم آن را سرمایه گذاری به معنای مورد نظر در حقوق سرمایه گذاری خارجی بدانیم. سرمایه گذاری خارجی فقط انتقال دارایی صرف نیست. انتقال دارایی به قصد کسب سود هست اما این انتقال دارایی یا انتقال سرمایه باید با هدف راه اندازی بنگاه اقتصادی باشد، به مدت طولانی ، به مدتی که به طور متعارف طولانی تلقی شود و به اصطلاح می گویند short term نباید باشد، باید long term باشد. به جریان افتادن آن سرمایه برای بازده، تولید کار و ثروت مشروع در یک بنگاه اقتصادی در داخل کشور میزبان به مدت طولانی همراه با تعهدات متقابل از ناحیه سرمایه گذار باشد. با تکیه بر این انتقاداتی که بر تعاریف اولیه شده، در دکترین حقوقی سرمایه گذاری خارجی این تعریف از سرمایه گذاری خارجی به تدریج در برخورد و رویارویی آراء اصلاح شد تا به تعریفی می رسیم که صندوق بین المللی پول آن را برگزیده است. این تعریف در سایت کمیسیون سازمان ملل متحد برای تجارت و توسعه (united nation commission for trade and development) که به آن unctad میگویند، گفته شده است.

در این تعریف گفته شده “سرمایه گذاری در واقع انتقال دارایی ها و سرمایه برای به دست آوردن سودی ممتد در بنگاه اقتصادی ملی یا مقیم در کشور میزبان است. این سود ممتد دلالت بر وجود یک رابطه طولانی بین نهاد سرمایه گذار و نهاد سرمایه پذیر یا بنگاه اقتصادی سرمایه پذیر دارد و به دست آوردن آن یود ممتد مستلزم داشتن نفوذی در خورد توجه توسط سرمایه گذاری خارجی در بنگاه اقتصادی سرمایه است. در واقع وقتی که به مفهوم سرمایه گذاری خارجی علی الاطلاق نگاه میکنید تقریبا همچنین چیزی هست. وقتی که در عرف بازرگانی یا تجاری بین تجار یکی میگوید حق سرمایه گذاری در یک حوزه معینی دارم یعنی اینکه میخواهد به طور ممتد و با در نظر گرفتن مدت زمانی نسبتا طولانی و قابل قبول که حاصل آن به دست آوردن سود ممتد است، در یک عرصه ی تولیدی و یا خدماتی سرمایه و بخشی از دارایی خود را به کار بیندازد و اختصاص دهد. اگر یک فردی کار عادی خود را خرید و فروش یک کالای معین قرار دهد برای یک مدت طولانی میشود سرمایه گذاری در آن کار اما یک خرید یا فروش معین خود به خود سرمایه گذاری قلمداد نمیشود. اگر از همین نقطه شروع کنیم و به سرمایه گذاری خارجی برسیم، آن وقت عنصر خارجی بودن یا جابجایی سرمایه از کشور دیگر به کشور میزبان مطرح میشود. با این نگاه میرسیم به اقسام سرمایه

اقسام سرمایه گذاری خارجی

سرمایه گذاری خارجی اقسامی دارد که در ادبیات حقوق سرمایه گذاری خارجی به آن اشاره شده است. آنچه که در ادبیات تخصصی سرمایه گذاری خارجی مطرح است،گفته میشود که سرمایه گذاری خارجی دو قسم است:

سرمایه گذاری مستقیم خارجی که به آن Foreign Direct Investment میگویند.

سرمایه گذاری غیرمستقیم خارجی که البته با این تعبیر خیلی مصطلح نیست؛ بلکه با عنوان پرتفولیو از آن یاد میشود.

پرتفولیو: سرمایه گذاری در سبد سهام. حال سبد شما ممکن است یک نوع سهام داشته باشد و یا سهام متنوعی در آن وجود داشته باشد. این شرکت های سرمایه گذاری که کارشان در واقع جمع آوری سرمایه های کوچک برای سرمایه گذاری پرتفولیو تشکیل میشود. شما خودتان هم ممکن است شخصا این کار را انجام دهد. مثلا سرمایه ای دارید و میخواهید در بازار سرمایه به کار بیندازید. مطالعه میکنید، مشورت میگیرد و بعد از مشاوره سرمایه خود را تبدیل به سهام چهار یا پنج شرکت بزرگ بورسی که سهامشان در بازار اوراق بهادار عرضه می شود. یک سبد درست میکنید که در آن سهام شرکت های مختلف است. این همان سرمایه گذاری پرتفولیو است. در واقع همان نکته ای که اشاره شد. سرمایه گذاری در سهام شرکت ها به نحوه یا که قدرت مدیریت به شما نمیدهد.

اما FDI یا Foreign Direct Investment یعنی چی؟!

سرمایه گذاری مستقیم یا FDI در متن بررسی میشود.

Foreign Direct Investment in a classic definition is defined as a company from one country making a physical investment into building a factory in another country

یک شرکت خارجی به کشور دیگری می آید یک سرمایه گذاری مادی میکند برای اینکه یک کارخانه بسازد. این تعریف سنتی از سرمایه گذاری مستقیم است.

The direct investment in building machinery and equipment is in contrast with making a portfolio…..

سرمایه گذاری مستقیم در ساخت و ساز(اعم از ساخت و ساز سازه های ساختمانی یا ماشین آلات یا کارخانجات)، در ماشین آلات و تجهیزات در مقابل سرمایه گذاری پرتفولیو قرار میگیرد که یک سرمایه گذاری غیرمستقیم تلقی میشود.

In recent years even rapid global change …

در سالهای اخیر مفهوم سرمایه گذاری توسعه پیدا کرده به توان مدیریتی طولانی مدت در یک شرکت یا بنگاه اقتصادی که خارج از کشور متبوع یا موطن اصلی سرمایه گذار است. بنابراین سرمایه گذاری مستقیم خارجی در این ابعاد فقط به سرمایه گذاری مستقیم مادی در ساخت و ساز کارخانه، راه اندازی خط تولید و اینها اطلاق نمیشود. بلکه اگر یک شرکت خارجی بیاید در کشور میزبان در واقع یک منافع مدیریتی در یک بنگاه اقتصادی برای یک مدت طولانی خریداری کند، به این هم سرمایه گذاری خارجی میگویند. در ظاهر شبیه پرتفولیو ست ولی آن وجه امتیاز و وجه فارغی که اشاره شد، باعث میشود که این دو از هم تفکیک شوند.

در پرتفولیو ما سرمایه گذاری به قصد به دست آوردن قدرت مدیریت در یک بنگاه اقتصادی را نداریم.یک شرکت تولیدی بزرگ مثل سایپا ممکن است 10 میلیون قطعه سهم داشته باشد. فردی ممکن است برود 500 هزار سهم بخرد. این 500 هزار سهم به او توان دخالت در مدیریت این بنگاه را نمی دهد اما اگر کسی از این 10 میلیون قطعه سهم، 2 میلیون سهم خریداری کند، به او یک توان مدیریتی میدهد. این فرد میتواند در انتخابات هیئت مدیره در مجمع یک یا دو نفر مدیر از طرف خود در هئیت مدیر داشته باشد. این دیگر سرمایه گذاری پرتفولیو نیست؛ سرمایه گذاری مستقیم است. در سرمایه گذاری مستقیم حجم زیادی از سرمایه مورد نیاز است و  به کار گرفته می شود و در ازایش مدیریت بنگاه اقتصادی به سرمایه گذار واگذار می شود. پس امروزه سرمایه گذاری مستقیم می تواند دو چهره داشته باشد:

چهره سنتی و کلاسیک: سرمایه گذار بیاید در کشور میزبان مستقیما بااستفاده از منابع مالی که خود تهیه کرده است، یک کارخانه درست کند، خط تولید راه بیندازد، در یک عرصه تجارت مستقیما سرمایه گذاری کند به طوری که 100% مالکیت بنگاه اقتصادی ناشی از سرمایه مال خودش باشد.

در یک بنگاه اقتصادی موجود که کار میکند، سرمایه گذاری کند در ازای به دست گرفتن یا دخالت در مدیریت بنگاه. چیزی را نمی سازد و از نو تأسیس نمیکند اما سرمایه ای که وارد آن بنگاه میکند و مدیریت آن را که به دست می گیرد در واقع این سرمایه گذاری به او این اجازه را میدهد که در این بنگاه اقتصادی با استفاده از سرمایه اش، آن دانش فنی اش، حقوقش و بقیه مؤلفه های مدیریت اقتصادی این بنگاه اقتصادی را روزآمد و متحول کند.

ادامه متن انگلیسی

در واقع سرمایه گذاری مستقیم خارجی میتواند شیوه های متفاوتی داشته باشد. در قالب جوینت ونچرهایی که برای ایجاد، احداث و بهره برداری از پروژه های عمرانی می آیند و پروژه های عمرانی را رأسا احداث، ساخت و تامین مالی و سرمایه گذاری اش را در یک کلام مدیریت می کنند و یا به عهده میگیرند یا اینکه در بنگاه اقتصادی موجود از طریق به دست گرفتن یا به دست آوردنِ(acquisition) مدیریت بنگاه از طریق خریداری سهامش سرمایه گذاری کنند و آن موقع با ابزارهایی مثل licensing, transfer of noaa یا انتقال دانش فنی آن بنگاه را متحول کنند. (مقاله ای که در مورد FDI معرفی شده، حتما مطالعه شود)

بااین مقدمه (یعنی مفهوم سرمایه خارجی) در عرف بین المللی سرمایه گذاری و حقوق سرمایه گذاری و همچنین با اشاره به اقسام سرمایه گذاری خارجی ، میخواهیم ببینیم در قانون حمایت از سرمایه گذاری خارجی ما، با این دو مقوله چطور برخورد شده است؟ مفهوم سرمایه گذاری و سرمایه خارجی و هم اقسام سرمایه خارجی؟ آیا قانون ما هم منطبق با اعضای بین المللی حاکم بر حقوق سرمایه گذاری خارجی هست یا خیر؟

قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی در فصل نخست تعاریفی را ذکر می کند. که این تعاریف میتواند به ما کمک کند برای پی بردن به مقصود قانونگذار در پیروی از نظام حاکم بر حقوق سرمایه گذاری خارجی.

تعریف سرمایه گذاری خارجی در قانون :

ماده 1: “به کار گیری سرمایه خارجی در یک بنگاه اقتصادی جدید یا موجود پس از اخذ مجوزسرمایه گذاری:

این تعریف، تعریفی است کاملا مجمل. از آن بر می آید مقصود قانونگذار آن است که در نتیجه سرمایه گذاری خارجی باید یک بنگاه اقتصادی جدید ایجاد شود یا یک بنگاه اقتصادی موجود پذیرای سرمایه خارجی شود. شاید مقصود از “بکارگیری” همان انتقال سرمایه خارجی از خارج از ایران به داخل ایران و بکارگیری آن در یک مدت طولانی برای کسب سود ممتد باشد اما چون اشاره اش به بنگاه اقتصادی است و طبع بنگاه اقتصادی این است که حیات نامحدود دارند. بنابراین، این  به دست می آید که مقصود قانونگذار از بکارگیری سرمایه یا همان بکار بردن یعنی راه انداختن سرمایه در یک مدت طولانی یا نامحدود است.

اما سرمایه خارجی و به تبع آن سرمایه گذار خارجی در این تعریف اشاره ای نشده است. چون طبیعی است در دو بند قبل هردو را تعریف کرده است. ابتدا سرمایه گذار را و سپس سرمایه خارجی را تعریف نموده است.

سرمایه گذار خارجی: “اشخاص حقیقی یا حقوقی غیر ایرانی و یا ایرانی با استفاده از سرمایه با منشأ خارجی که مجوز سرمایه گذاری موضوع ماده (6) را اخذ نموده است.”

بنابراین از دیدگاه قانونگذار ما سرمایه گذار خارجی به شخصی گفته میشود که سرمایه ای با منشأ خارجی را وارد کشور ما میکند. تابعیت خودش مهم نیست. میتواند ایرانی یا غیر ایرانی باشد. این اشاره به همان قید “جابجایی سرمایه” دارد نه جابجایی سرمایه گذار. در واقع تابعیت سرمایه مهم است نه تابعیت سرمایه گذار. اگرچه به کار بردن تعبیر “تابعیت ” در مورد سرمایه خالی از مسامحه نیست. چون تابعیت یک ویژگی و خصیصه ای است که به اشخاص تعلق میگیرد نه به اموال. ولی دراینجا با این تعبیر “سرمایه ی با منشأ خارجی” در واقع منشأ سرمایه از دیدگاه قانونگذار ما اهمیت دارد. چون آن را در حیطه ی تعریف سرمایه گذار خارجی قرار میدهد. سرمایه گذار خارجی کسی است که سرمایه ای را با تعریفی که خواهیم دید، که منشأ به دست آمدنش ایران نیست وارد کشور ایران میکند تا در یک بنگاه اقتصادی موجود یا یک بنگاه اقتصادی جدید بکار گیری شود.

مفهوم سرمایه خارجی: “انواع سرمایه اعم از نقدی و یا غیرنقدی که توسط سرمایه گذار خارجی به کشور وارد می شود و شامل موارد زیر می گردد …”

سرمایه خارجی می تواند نقدی یا غیرنقدی باشد.

In cash = سرمایه نقدی

In kind= سرمایه غیرنقدی

بند الف-

نقدی: وجوه نقدی که به صورت ارز قابل تبدیل، از طریق نظام بانکی یا دیگر طرق انتقال وجوه که مورد تائید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران باشد، به کشور وارد شود.

ارز قابل تبدیل: برخی ارزها قابل تبدیل نیست. ممکن است ارز برخی از کشورها در ایران خرید و فروش نشود. بانک مرکزی برایش نرخ رسمی تعیین نکرده باشد. آن ارز قابلیت تبدیل و ورود به ایران نیست. باید ارز قابل تبدیل باشد. همه جای دنیا ارزی که برای سرمایه گذاری استفاده میشود یا دلار است یا یورو.

البته باید وضعیت کشور ایران را جدا کنیم. چون ما منابع مالی زیادی در کشور چین داریم و باید از ارز چین استفاده کنیم. ولی اگر بخواهیم در عرصه بین المللی سرمایه گذاری برویم باید از ارزرا تبدیل به دلار و یورو کنیم.حتی پون انگلیس که پول قوی ای هم هست زمانی که وارد عرصه بین المللی میشود باز هم باید تبدیل به ارز معامله در عرف بین الملل شود.

“از طریق نظام بانکی” : ساده ترین فرض این است که شما مبلغی را از طریق استفاده از حواله های بانکی از یک بانک خارجی به بانک ایرانی منتقل میکنیم. اما از سایر طرق هم امکان پذیر است. ممکن است با استفاده از دیگر ابزارهای اعتباری بانکی این ارز وارد کشور شود. حتما و ضرورتا انتقال مستقیم پول نیست.ممکن است از طریق دیگری این ارز وارد کشور شود. از طریق معاملات پایاپای بانکی مثلا بانک خارجی که میخواهد این ارز را وارد کشور کند بر اساس قراردادها و معاملات بین بانکی که با بانکهای ایرانی دارد معادل ریالی آن را در اینجا، آن بانک ایرانی به نفع سرمایه گذار خارجی MT باز میکند. برای تأمین مایحتاج سرمایه گذاری که میخواهد از خارج از کشور بگیرد به جای آنکه مستقیم پول بیاورد، از این روش استفاده میکند. (البته برای تحقق این مورد، باید شرایط فعلی ایران را فراموش کنیم. اگر فضای فعلی را فراموش کنیم، این معاملات بسیار رایج است. مثلا سیتی بانک لندن با بانک ملی ایران قراردادهای دوجانبه دارند برای معاملات پایاپای پولی. حالا یک فرد انگلیسی میخواهد در ایران سرمایه گذاری کند. به جای اینکه پول خود را از این بانک مستقیم بیاورد داخل کشور، به استناد این قرارداد، بانک ایرانی معادل ارز مورد نیاز او، در اینجا به نفعش  MT گشایش میکند که اجناسی را خریداری کند و این MT میشود همان پول نقدی که در ایران وارد کرده است. اگرچه از لحاظ مادی پولی وارد ایران نشده است.

بند ب- ماشین آلات و تجهیزات:

اگر سرمایه نقدی نباشد می تواند سرمایه خارجی به صورت ماشین آلات و تجهیزاتی که در واقع در یک کارخانه یا پروژه نصب میشود وارد کشور شود؛ ماشین آلات و تجهیزاتی که نیاز به ساخت مجدد در داخل کشور ندارد.ساخته شده، در اینجا عینا نصب میشود و شروع به بهره برداری میکنند. حال این ماشین آلات میتوانند در خط تولید یک محصول به کار روند یا تجهیزاتی باشد که در اینجا نصب میشود تا از آن بهره برداری شود. مثل یک توربین تولید برق که در این نیروگاه نصب میشود تا از آن تولید برق کنند یا ماشین آلاتی مثل ماشین برش یا ماشین جوش که در یک کارخانه اتومبیل نصب میشود تا از آن استفاده شود و محصولی تولید کند.

بند ج- ابزار و قطعات یدکی

یک فرآیند تولیدی ممکن است فقط به ماشین آلات و تجهیزاتی که نصب میشوند و تولید میکنند نیاز ندارد؛ به قطعات یدکی همین ماشین آلات هم نیاز دارد. برای همین محصولی که تولید میشود نیاز به مواد اولیه دارد. همان مواد اولیه میتواند در قالب سرمایه خارجی وارد شود. ممکن است مواد افزودنی و کمکی برای همین ماشین آلات که مورد نیاز است مثل اقسام lubricate ، اقسام روغن های ماشینکاری اینها مواد افزودنی و کمکی برای ماشین آلات وارد میشود اما چون بابتش پول پرداخت میشود و وارد کشور میگردد میتواند با عنوان سرمایه خارجی باشد و امکان دارد مصرف هم بشود. ولی ارزش افزوده اش در آن بنگاه اقتصادی موجود، قابل رد یابی و احصاء است.

قطعات منفصله مثل محصولاتی که در اینجا در واقع یا به صورت    یا به صورت    تولید میشود. این ماشین هایی که تحت لیسانس  ساخته میشود. ممکن است برخی از قطعاتش به صورت قطعات منفصله اینجا بیاید و فقط مونتاژ شود و یا همه اش اینجا مونتاژ شود. این قطعات هم میتواند مشمول سرمایه گذاری خارجی باشد. هرچیزی که بابتش پول پرداخت شود و داخل کشور بیاید و تبدیل به محصول شود میتواند مشمول سرمایه گذاری خارجی تلقی شود.

بند د- حق اختراع

مقوله مالکیت فکری که بسیار هم مهم است و اهمیتش هم روز به روز بیشتر می شود نظیر کشور ما (در نظام ها و کشور هایی که مدتهاست شناخته شده و بحثی در آن نیست) امروزه دارایی های یک تاجر را فقط دارایی های مادی و tangible تشکیل نمیدهد بلکه دارایی های فکری یک بنگاه تجاری (اقتصادی) بسیار مهم است. حتی امروزه میگویند اهمیت یک  بنگاه اقتصادی را توانمندی آن بیشتر به دارایی های فکری آن وابسته است تا دارایی های مادی. امروزه در دنیای کسب و کار و تجارت، دیگر بنگاه های اقتصادی با اتکا به دارایی های مادیشان نیست که در واقع جایگاه اقتصادی دارند و رتبه بندی میشوند. بلکه با دارایی های فکری شان رتبه بندی میشود. وقتی که میخواهند یک بنگاه اقتصادی را ارزیابی کنند نمی بینند چقدر کارخانه، زمین و به طور کلی چقدر دارایی محسوس دارد. بلکه می بینند چقدر patent, license,… دارد؛ چقدر روند تولید دانش و یا اختراع در این بنگاه جریان دارد و دانش فنی اش چقدر مطرح است. اینها ارزش بالایی دارد و می تواند به عنوان یک سرمایه خاجی وارد یک کشور شود. ممکن است یک سرمایه گذار خارجی که وارد ایران میشود با اتکا به یک patent که بر روی یک محصول دارد، میخواهد آن patent را در بنگاه اقتصادی ایرانی منتقل کند و در اینجا از آن استفاده کند.

Patent نمادین است. مثل ریال. چون الان در یک بنگاه اقتصادی صدها بلکه هزاران patent ممکن است باشد، یک بنگاه اقتصادی که محصولات محدودی را تولید میکند روی هر محصولی ممکن است صدها patent داشته باشد. مجموعه ی اینها را میخواهد در اینجا بیاورد و ارزشگذاری میکند.

ممکن است یک قرارداد license داشته باشد. یک سرمایه گذار خارجی میخواهد در ایران یک بنگاه اقتصادی ایجاد کند فرض کنید شرکت زیمنس میخواهد به ایران بیاید و یک کارخانه ای بسازد برای تولید یک appliance مشهور خود. مثلا یکی از صدها محصولاتی که دارد، یک کارخانه ی خط تولید در ایران تأسیس کند که از اینجا به بازارهای منطقه دسترسی ساده تری داشته باشد و چون هزینه تولید در ایران پایین تر است، در اینجا تولید کند و بفروشد. مثل کاری که الان تمام شرکت ها و بنگاه های بزرگ دنیا در کشورهای آسیایی. محصولات با برندهای خیلی معتبر میبینیم که در آن نوشته ساخت چین، ویتنام، کامبوج و … . این بدان معنا نیست که این محصولات تقلبی (fake) یا به درد نخور است. همه اش اینطور نیست. اینها با اتکا بر قوانین سرمایه گذاری خارجی کشورها در آنجا رفتند و تولی راه انداخته اند. مثلا کمپانی آدیداس در کشور چین یک خط تولید راه انداخته است. و در انجا محصولاتش را با استفاده از نیروی کار ارزان قیمت و منابع با قیمت مناسب ، تولید میکند و صادر میکند به همه جای دنیا. اینها همه نشان دهنده کمکی است که سرمایه گذاری خارجی به رشد و رونق اقتصادی و تولید ارائه کرده است. حالا برای اینکار سرمایه گذار خارجی مثلا شرکت آدیداس که می خواهد در ایران یک خط تولید راه بیندازد، شرکتی تشکیل میدهد و به این شرکت، license میدهد که تحت license شرکت اصلی و مادر تولید کند و این license میشود بخشی از آورده ی سرمایه گذار. ممکن است بخشی از محصول خود را که توسعه میدهد، در ایران patent کند. Patent  را ثبت کند و چون آن patent   میشود بخشی از آورده ی او. یا سایر اقسام دارایی های فکری اش را ممکن است وارد کشور کند. مثل دانش فنی، برند، علامت تجاری،

علامت تجاری و برند (نام تجاری) در خیلی جاها شبیه هم هستند ولی در بعضی جاها خیر. شما به عنوان یک شرکت تجاری یک علامت ثبت میکنید که این علامت حاوی اسم شرکت شما نیست. این یک برند است. مثلا سونی یک برند است و ما هیچ کارخانه ای به نام سونی نداریم. شرکت اسمش چیز دیگه است. اسم محصولش را انتخاب کرده است. گاهی اوقات، شما یک اسم (مثلا اسم خودتان) را ثبت میکنید در کشور ما تقریبا این دو تا را یکی میگیرند. هم در مقررات هم در ثبت مالکیت تجاری صنعتی همه را تحت عنوان علامت تجاری ثبت میکنند. اما در بعضی جاها از هم تفکیک میشوند. در کل، حمایت هایش یکسان است.

تفاوتها از لحاظ ماهیتی

نام تجارتی باید مفهوم داشته باشد ولی علامت ممکن است مفهوم نداشته باشد.

از حیث اثر، هردو مورد حمایت است. اگر ثبت شده باشند. در بعضی نظام ها حتی نیازی به ثبت آنها نیست. کافی است که شناخته شده باشند و مورد حمایت حقوقی قرار میگیرند و همین که مورد حمایت حقوقی قرار گرفت، ارزش پیدا میکند. یعنی اگر کسی سوء استفاده کند میتوانید علیه وی claim یا اقامه دعوی کنید.

قدر مسلم این است که اگر ارزش تجاری داشته باشد و قابل ارزیابی باشد میتواند به عنوان سرمایه خارجی وارد کشور شود. اینکه یک بنگاه اقتصادی به یک بنگاه اقتصادی دیگر اجازه دهد که از برند یا اسم تجاری یا علامت تجاری اش استفاده کند در ازای دریافت یک مبلغی، یعنی ارزش تجاری دارد و اگر قرارداد را به سازمان سرمایه گذاری ببرد ، معادلش را میتواند به عنوان سرمایه خارجی تلقی کند که دارد وارد کشور میشود ومعمولا اینکار را انجام میدهند. سرمایه گذاران خارجی وقتی که به ایران می آیند ومیخواهند در داخل کشور سرمایه گذاری میکنند، ترکیبی از اینها سرمایه ی آنهاست. همه اش در قالب یکی از این مصادیق جلوه گر نیست. بسته به نوع آن سرمایه گذاری و آن رسته ای که میخواهند در آن فعالیت کنند، است.ترکیبی از اینها را وارد سبد سرمایه گذاری خود میکنند .اینها باید در سازمان سرمایه گذاری مورد ارزیابی قرار گیرد و با استناد به اصول و مستندات و مدارکی که ارائه میکنند برای اثبات آن، آن موقع تحت عنوان سرمایه خارجی برای سرمایه گذار ثبت میشود که بتواند مورد حمایت قرار گیرد.

یکی از اینها، خدمات تخصصی است. خدمات تخصصی هم می تواند سرمایه خارجی تلقی شود. شاید خدمات تخصصی در هیچ از زیرمجموعه های اموال فکری نگنجد. ولی خدمات تخصصی منحصر به سرمایه گذاری خارجی که در اینجا ارائه میدهند و در قالب قراردادهای پیمانکاری میتواند بخشی از سرمایه ی او را تشکیل دهد. خیلی به ندرت دیده میشود یکی از مولفه های سرمایه خارجی که متقاضیان سرمایه گذاری خارجی در فرم های خود مینویسند خدمات تخصصی آنها باشد. اما به هرحال خدمات تخصصی هم پیش بینی شده است در رده اموال فکری که متعلق به سرمایه گذار خارجی است.

در خدمات تخصصی مهم این است که خدمات کاملا تخصصی باشد و تخصص هم در زمره تخصص های انحصاری باشد که مثلا انحصار سرمایه گذار خارجی است یا در انحصار کسی است که سرمایه گذار خارجی میخواهد از خدمات او استفاده کند. و الا این خدمات تخصصی اگر انحصاری نباشد قابل دست یافتن باشد و همه جا وجو داشته باشد، ممکن است تحت عنوان سرمایه گذاری خارجی از نوع خدمات تخصصی تلقی نشود. مثلا یک پیمانکاری که میخواهد در زمینه ساخت و ساز accommodation  و یا در زمینه هتل داری سرمایه گذاری کند.مثلا بگوید من یک پیماکار تخصصی در زمینه ساخت هتل های مگا تایپ هستم. میگویند که این تنها فردی نیست که در این دنیا این کار را انجام میدهد. خیلی از شرکت ها هستند. خیلی ویژه نیست که بتوان آن را ارزیابی کرد. اما یک سزمایه گذار خارجی میآید و میخواهد از خدمات تخصصی خود نیز استفاده کند میگوید من در یک زمینه ای که کاملا انحصاری است یا خیلی معدود است (مثلا زمینه هایی که نیاز به high-tech دارد) میخواهد اینجا سرمایه گذاری و راه اندازی کند. آن موقع ممکن است خدماتش ارزیابی جداگانه ای بشود از دارایی هایی که دارد. یعنی خدمتش هم یک نوع امتیاز تلقی میشود.

بند ه- سرمایه گذار خارجی ممکن است از سود سهام خود در بنگاه های اقتصادی خارج از کشور بخواهد در ایران سرمایه گذاری کند. سود سهام میتواند سرمایه گذاری نقدی شود و برایش یک بند جداگانه باید در نظر گرفت. به این دلیل ممکن است سرمایه گذار خارجی قبلا در قالب یکی از موارد بالا سرمایه گذاری کرده و سودی کسب کرده باشد. این سود قابل انتقال است و می تواند به جایی که از کشور خارج کند، همانجا دوباره سرمایه گذاری کند. نمیتوان گفت منشأ آن ایرانی است چون از ایران کسب کرده است. منشأ آن ایران است که از یک سرمایه گذاری خارجی تحصیل شده است. بنابراین، این را میتواند به سرمایه گذاری جدید تبدیل کند. مقصود از بند ه همین مورد اخیر است نه اینکه سودی که در خارج کسب کرده و میخواهد در ایران سرمایه گذاری کند. این همان سرمایه گذاری نقدی است که میتواند در یکی از شقوق بالا باشد. منظور سود سهام بنگاه اقتصادی ای که در نتیجه ی سرمایه گذاری در ایران قبلا به دست آمده و حالا قابل انتقال به خارج از کشور است. حالا به جای انتقال آن، میخواهد تبدیل به سرمایه گذاری خارجی دیگری تبدیل کند یا در همان بنگاه یا در بنگاه دیگر. این یک امتیاز است؛ به جای آنکه ارز از کشور خارج شود تبدیل به سرمایه گذاری میشود. و در هردو صورت مستقیم و غیرمستقیم میتواند صورت گیرد.

بند و- این نشان میدهد که موارد بندهای الف یا خ تمثیلی است و مواردی دیگری هم ممکن است باشد که مجوز کار، مصوبه هیئت دولت میخواد. سرمایه گذاری خارجی در قالب یکی از شقوق مندرج در بندهای الف تا خ نیاز به مصوبه هیئت وزیران ندارد و کافی است که هیئت پذیرش سرمایه خارجی تایید کند و بعد وزیر دارایی مجوز آن را صادر کند. اما اگر بخشی را همه سرمایه خارجی مورد ادعای سرمایه گذار خارجی در قالبی باشد که در هیچکدام از موارد بالا نگنجد آن موقع باید مصوبه هیئت وزیران باشد.

مصوبه یئت وزیران میتواند کلی باشد که نداریم؛ یا ناظر بر مورد یا مصداق خاص باشد.

اگر یک شخص حقیقی یا حقوقی غیرایرانی و ایرانی سرمایه ای را که در این قالب ها با منشأ خارجی (مستقیم یا به موجب بند ه غیرمستقیم) بخواهد این را در ایران بیاورد و تبدیل به سرمایه گذاری کند در بنگاه اقتصادی موجود یا جدید، میتواند از حمایت های این قانون برخوردار شود به شرطی که مجوز موضوع این قانون را که در ماده 6 هست، اخذ کند. اگر این مجوز را طبق قانون نگیرد، باز هم سرمایه گذاری خارجی است اما تحت حمایت های این قانون قرار نمیگیرد.

ممنوع نیست؛ اگر بخواهد امتیازهای ویژه ای که در این قانون قید شده، داشته باشد ابتدا باید مجوز این قانون را بگیرد سپس میتواند از امتیازهای این قانون برخوردار شود و سرمایه گذاری کند.

سرمایه گذاری خارجی در نظام حقوقی ما برای اینکه مورد پذیرش قرار بگیرد، یک شرایطی باید داشته باشد؛ یعنی کسی که متقاضی سرمایه گذاری خارجی با همین مفهومی که عرض شد، هدفش هم مهم است. هدف فقط کسب سود برای سرمایه گذار نیست. در مفهوم سرمایه گذاری خارجی در نظام حقوقی ما اهداف دیگری هم مندرج است که در ماده 2 این قانون ذکر شده است.

الف-

هدف سرمایه گذار = کسب سود

هدف سرمایه پذیر یا دولت میزبان = موارد مندرج در بندهای مختلف ماده 2

سرمایه گذاری خارجی که متضمن هیچ یک از این موارد نباشد، نباید نمیتواند به عنوان سرمایه گذاری خارجی تلقی شود و مورد حمایت این قانون باشد. سرمایه گذار خارجی میخواهد بیاید در بخشی که در ایران به اندازه کافی تولید وجود دارد، پیشرفت دارد چون ارتقا و ایجاد فضای کسب و کار تقریبا اشباع شده است، سرمایه گذاری مجدد کند،طبیعتا در اولویت نیست و شاید دولت میزبان آن را به عنوان سرمایه گذاری خارجی تلقی نکند. اگرچه بااین تعاریفی که تاالان منطبق باشد. البته در فضای کشورد که در حال توسعه است عدد رشد سالانه اقتصادی گاهی منفی است و یا به زحمت به صفر می رسد یا کمی بالای صفر، تقریبا در هر زمینه ای که کسی بخواهد سرمایه گذاری کند میتواند موجب ارتقای رشد اقتصادی میشود.

ب-

همیشه بیم در سرمایه گذاری خارجی یادآور دوران  باقی مانده وجود دارد که ممکن است سرمایه گذار خارجی تهدیدی برای امنیت ملی باشد. به ویژه در زمینه هایی که سپردن مار به سرمایه گذار  خارجی به گونه ای باشد که بتواند مجاری در اختیار بگیرد که از لحاظ امنیتی تهدید تلقی بشود. مثلا سرمایه گذار در زیر ساخت های ارتباطات مخابراتی. (می تواند باشد) در خودِ کشور ما سابقه اش را داریم. برای راه اندازی اپراتور دوم تلفن همراه وزارت ارتباطات مزایده ای برگزار کرد که یک سرمایه گذار خارجی بیاید و اپراتور دوم تلفن همراه را راه اندازی کند. وقتی که یک سرمایه گذار خارجی بیاید ایران و زیر ساخت های استفاده از تلفن همراه را احداث کند و بهره برداری آن را به عهده داشته باشد و کاملا مالکیت هم داشته باشد، قدرت کنترل یک سری اطلاعات را خواهد داشت. میتواند همه موقع خواست قطع کند،شنود کند،میتواند استفاده کند و … . هیچ کجای دنیا این اجازه را کاملا به یک خارجی نمی دهند. حتی به یک سرمایه گذار داخلی بخش خصوصی هم به طور کامل نمیدهند. برای همین مکانیزم هایی در آن پیش بینی شده بود که موجب تهدید امنیت ملی نشود. از جمله داشتن سهامدار یا شریک ایرانی، پیروی از دستورات مرکز …. وزارت ارتبطات ، تن دادن به نظارت های ادواری و… . بااین شرایط است که مجوز سرمایه گذاری به سرمایه گذار خارجی داده می شود.

محیط زیست امروزه یک اولویت و شاید اولویت اول در تمام زمینه های صنعتی و اقتصادی است. واقعیت این است که محیط زیست در تمام دنیا در معرض مخاطره ی جدی است. در کشورها تمام طرح های صنعتی و عمرانی در درجه ی نخست موافقت با اجرایشان موکول به این است که موجب تخریب محیط زیست نشوند و یا اگر آثار مخرب دارند باید کنترل شده باشند. باید قابل جبران باشند. هر عملیاتی که موجب تخریب محیط زیست باشد، ممنوع است. اصل 50 قانون اساسی این را می گوید. (نه در ایران بلکه در همه جای دنیا) امروز یکی از الزامات بانک جهانی برای اختصاص وام به کشورهای در حال توسعه و غیره طرح هایی که می خواهند در آن از وام ها استفاده کنند توجیه زیست محیطی داشته باشد (در درجه اول). اگر نداشته باشد وام به آن تعلق نمی گیرد. الزامات محیط زیستی در کشور خودمان هم …. اگر رعایت نمیشود. ولی به هرحال یکی از شرایط پذیرش سرمایه گذاری خارجی این است که اجرای سرمایه گذاری مستلزم تخریب محیط زیست نباشد.

بند ج-

این امتیاز که یادگار دوران استعمار و وابستگی های کامل اقتصادی است، در واقع نقطه عطف و پیدایش حقوق سرمایه گذاری خارجی است، به هرحال قابل تحمل نیست. (در مفهومی که قبلا وجو داشته است) امروز حتی یکی از بخشهای مهم حقوق رقابت تجاری یا competition law همین مبارزه با ایجاد امتیاز است. منتهی منظور از امتیاز موقعیتی است که سرمایه گذار خارجی را در یک وضعیت انحصاری قرار دهد. و الا هرگونه مجوز سرمایه گذاری خارجی دادن متضمن امتیاز است. شما باید یک امتیازی بدهید تا طرف بیاید و سرمایه گذاری کند اما این امتیاز نباید او را در موقعیت انحصاری قرار دهد. به بحث سرمایه گذاری خارجی که رسیدیم خواهید دید که مقصود از امتیاز چیست.

بند د-

این قانون و آیین نامه اش بخش های تولیدی و خدماتی که میتواند مشمول سرمایه گذاری قرار بگیرد، دسته بندی کرده (هر بخش هم شامل دسته بندی هایی است. مثلا بخش صنعت و معدن، بخش کشاورزی و منابع طبیعی و …)و گفته در هر بخش مجموع سرمایه گذاری خارجی که پذیرفته شده، نباید بیشتر از 25% باشد. یعنی 75% از آن باید متعلق به سرمایه گذار داخلی باشد. و در هر رشته در این بخش (مثلا بخش صنعت و معدن و رشته معادن زغال سنگ) نباید از 35% تجاوز کند. بنابراین وقتی تقاضای سرمایه گذاری خارجی می آید ، ابتدا این هیئت باید بررسی کند که در مجموع سرمایه گذاری که قبلا محقق شده این درصد را پر کرده است یانه. اگر ظرفیت داشته باشد، اجازه میدهد. مجموع سرمایه گذاری انجام شده با سرمایه گذاری اعم از داخلی و خارجی، میزان سرمایه گذاری مورد تقاضا نباید بیشتر از 25% آن بخش و 35% آن رشته باشد.

در مورد پرتفولیو

در سرمایه گذاری مستقیم هم میتواند ساخت یک مجموعه یا بنگاه اقتصادی باشد هم میتواند خرید سهام یک بنگاه باشد به طوری که حق مدیریت داشته باشد که اصطلاحا به آن بلوک مدیریتی گفته میشود.

نکته: بلوک مدیریتی پرتفولیو نیست.

میتوان برای سهم امتیاز بیشتر در نظر گرفت، ولی نمیتوان امتیازی که به موجب قانون برای سهام در نظر میگیرند از آن گرفت.

بلوک یعنی تعداد سهامی که یک جا عرضه میشود و شما باید پیشنهاد خرید یک جای آن را بدهید نه اجزایش را. (عرضه ی تعداد معینی از سهام یک شرکت بااین شرط که پیشنهاد خرید برای مجموع آن داده شود. که بعد از ضرب آن در تعداد حق رأیی که از سهم دارد حداقل انتخاب یک مدیر از اعضای هیئت مدیره را به صاحب سهم بدهد.) مثلا وقتی که سایپا میخواهد بلوک مدیریتی عرضه کند، یا سهامداری که در سایپا بلوک مدیریتی دارد، میگوید میخواهم پنج میلیون سهام بفروشم ولی این سهام ها را یک جا میفروشم. اگر میخواهید در مزایده قیمت دهید نگویید من چهار میلیون سهم را فلان قیمت میخرم؛ باید همه سهام را بخرید؛ همه یا هیچ!

باید تعداد سهامی باشد که با درنظر گرفتن شرایط قانون تجارت برای اینکه حق رأی ضرب شود در تعداد سهام، شما حق انتخاب حداقل یک نفر در هیئت مدیره را داشته باشید. اگر کمتر از این باشد پرتفولیو است. یعنی شما در مدیریت دخالتی نمیکنید. ولی حق رأی را همیشه دارید. ولی در شرکت های بزرگ که تعداد سهام زیاد است، این کار عملا ممتنع است.

در قانون بازار اوراق بهادار محدودیتی برای خرید میزان سهام نداریم.

حق رأی این پنج میلیون را محاسبه میکنیم، صاحبش میتواند حداقل یک نفر از اعضای هیئت مدیره را مشخص کند.

کاری که مردم عادی در بازار به طور روزمره انجام میدهند پرتفولیو است.

اگر دارندگان پرتفولیو باهم یک اتحادیه تشکیل دهند، آیا این امکان قانونی وجود دارد که تبدیل به بلوک مدیریتی شوند؟

چون یک عده شریکند که هرکدام بدون رضایت دیگری نمیتواند تصمیمی بگیرد مگر اینکه تفویض اختیار به یکی کنند. میتوانند یک شرکت سرمایه گذاری تاسیس کنند و مشغول شوند. این امکان هم از لحاظ تئوری و هم عملی وجود دارد. فرض بعیدی نیست. و تبدیل به یک شرکت تعهدی میشوند. ولی مادامی که تبدیل نشده اند، تابع قواعد عقد شرکت در قانون مدنی هستند. و نمی توانند بدون اذن دیگری کاری کنند.

برای دیدن قسمت دوم کلیک کنید.

تهران حقوق آماده ارائه خدمات حقوقی به شما مردم عزیز ایران می باشد.

 

, , , , , , , , , , , , , , , ,

2 دیدگاه. Leave new

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

2 دیدگاه. Leave new

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست

دلیل بازگشت وجه