ابزار حقوق

قرارداد برداشت محصول

995 نفر
به ما امتیاز دهید

قرارداد برداشت محصول

دو مدل اصلی و عمده برای یک موافقتنامه پروژه:

1.قرارداد Offtake  که در آن شرکت پروژه یک محصول را تولید می کند و آن را به خریدار offtaker می فروشد.

2.موافقتنامه واگذاری(قرارداد امتیازی) که در آن شرکت پروژه، یک خدمتی را به نهاد عمومی یا به طور مستقیم به مردم واگذار می کند.

قرارداد offtake (برداشت محصول)

یک قراردادی که در آن شرکت پروژه محصولی را تولید می کند و خریدار برای یک مدت معینی، محصول را از شرکت پروژه طبق موافقتنامه می خرد.

1.offtaker (خریدار): با یک تقاضای تضمینی محصولات تولید شده

2.project company  : با یک توانایی برای فروش محصولاتش طبق توافقنامه

قراردادهای فروش محصول در حقیقت یک نقش دو گانه ای را ایفا می کنند:

1.در مرحله ی جذب سرمایه

2.در مطالبات امکان سنجی وام دهندگان (فی الواقع نوعی اعتبار برای پروژه محسوب می شود)

قراردادهای فروش محصول از جمله قراردادهایی می باشندکه در ایجاد اطمینان خاطرِ وام دهندگان از توانایی شرکت پروژه در پرداخت اصل و سود وام دریافتی بسیار موثر می باشد.

در واقع وجود چنین قراردادی به این معناست که در صورتیکه پروژه به مرحله ی بهره برداری برسد، گردش مالیِ لازم برای بازپرداخت بدهی های خود را خواهد داشت.

انواع قراردادهای offtake

1.قرارداد خرید تضمینی (take or pay)

به موجب قرارداد خرید تضمینی، خریدار در مقابل شرکت پروژه متعد به پرداخت وجوه مقدر است. در مقابل کالا یا محصول توسط شرکت پروژه تولید می شود. در این قرارداد مبلغِ مورد توافق در حقیقت برای ایجاد ظرفیت توسط پروژه پرداخت می شود.

در واقع در این نوع قرارداد چه کالا توسط خریدار گرفته شود یا نه، به درخواست او تولید شود یا خیر؛ از هنگامی که شرکت پروژه قابلیت تولید کالا یا خدمتی را داشته است مستحق دریافت مبلغ تعیین شده در قرارداد خرید تضمینی است و تعهد خریدار به پرداخت، از این نظر غیرمشروط می باشد در این نوع قرارداد بر روی دو نوع قیمت توافق می شود:

1.قیمت ثابت

2.قیمت متغیر

قیمت ثابت

آن چیزی است که همواره باید به شرکت پروژه پرداخت گردد. چه خریدار محصول را بخواهد و یا از خدمات استفاده نماید و چه استفاده ننماید. این قیمت در واقع نشان دهنده ی هزینه های ثابت پروژه از جمله بدهی های پروژه، مخارج ثابت اداره کردن و حداقل نرخ بازگشت سرمایه است.

قیمت متغیر

در صورتی پرداخت می گردد که خریدار بتواند محصول یا خدمت را تحویل بگیرد.

و این قیمت بیانگرِ هزینه های اضافی تولید محصول مورد نظر می باشد. به این ترتیب شرکت پروژه از بابتِ دریافت حداقل هزینه های اداره و بازپرداخت وام خود خاطر جمع می گردد و در عین حال در صورتیکه واقعا به تولید محصولی نیز اقدام نماید از فروش آن نیز سود عایدش خواهد شد. در قراردادهای BOT/BOOT/BTO/BOO بسیار معمول بوده و غالبا فروش محصول در این ساختارها بر مبنای خرید تضمینی است.

2.قرارداد مستمر خرید take and pay 

به موجب قرارداد مستمر خرید، خریدار در صورتیکه محصول پروژه را دریافت کند، بهای آن را به شرکت پروژه می پردازد به بیان دیگر پرداخت نسبت به پروژه در صورتی انجام می شود که خریدار واقعا محصولی را تحویل گیرد. در واقع خرید در صورت ارائه.

بدیهی است که اینجا تامین مالی پروژه نسبت به قرارداد خرید تضمینی با ریسک مواجه می شود.

در این مدل هم ما قیمت ثابت و قیمت متغیر داریم. این نوع قرارداد در قراردادهای تغذیه کردن برای سوخت یا سایر مواد.

3.قرارداد فروش بلند مدت (long-term sale contract)

قرارداد فروش طولانی مدت بین شرکت پروژه و خریدار برای خرید و فروشِ مقدار معینی از محصولات پروژه. مدت زمانی که معمولا برای این نوع قراردادها در نظر گرفته می شود بین یک تا پنج سال است. مطابق با قرارداد فروش بلند مدت، خریدار متعهد به خرید میزانی از محصولات پروژه که در قرارداد مشخص شده است و دارای کیفیت و شرایط مقرره در قرارداد نیز بوده و البته تولید و به وی نیز ارائه شده باشد، می گردد. به این ترتیب اگر خریدار از خرید کالایی که مطابق قرارداد تولید شده امتناع نماید، مسئول است.

تفاوت قرارداد فروش مستمر با فروش طولانی مدت

مهمترین تفاوت این دو شیوه در اینست که در قرارداد مستمر خرید، خریدار در صورت

پرداخت هزینه های ایجاد ظرفیت که همان هزینه های ثابت تولیدکننده است در صورت جمع سایر شرایط مذکور در قرارداد، حق رد کردن محصول ارائه شده اما در قرارداد فروش طولانی مدت، رد کردن محصول می تواند نقض تعهدات قراردادی خریدار محسوب شده و شرکت پروژه را مستحق دریافت خسارات ناشی از این خلف وعده نماید.

در قرارداد فروش طولانی مدت قیمت محصول بر مبنای قیمت محصول بر مبنای قیمت بازار در هنگام ارائه ی محصول به خریدار یا یک شاخص معینی از بازار در زمان مذکور تعیین می شود.

بنابراین شرکت پروژه با این قرارداد ریسک عدم وجود خریدار برای محصول پروژه را متحمل نمی شود اما در عوض ریسک بازار برای تعیین قیمت را بر عهده خواهد گرفت.

4.قراداد خرید به قیمت تضمینی Hedging contract

قراردادهای خرید به قیمت تضمینی در حقیقت نوعی سرمایه گذاری است که تعهد جبران خسارت و زیان های بالقوه ای که ممکن است به همراه یک سرمایه گذاری اقتصادی بوجود بیاید را دارند.

الف- حداقل قیمت تعیین می شود: اگر قیمت از حداقل پایین تر بیاید به این قیمت فروخته خواهد شد.

ب-اگر از حداقل قیمت پایین تر نیاید: محصول در بازار آزاد ارائه می شود.

5.Contracts for diffrence(COF)

قرارداد تضمین پرداخت کسر قیمت:

قراردادی است که به موجب آن برخلاف سایر انواع قراردادهای فروش محصول، شرکت پروژه محصولش را در بازار ارائه می کند نه به خریدار. البته با این شرط که طرفین توافق می کنند ما به التفاوت این دو قیمت را بپردازند.

الف-اگر از قیمت توافق شده کمتر شد: خریدار می پردازد.

ب- اگر از قیمت توافق شده بیشتر شد: شرکت پروژه می پردازد.

فرق COF با hedging

در مدل اول، محصول به بازار ارائه می شود نه به خریدار.

قرارداد تضمین پرداخت کسر قیمت، به طور خاص در بازار تولید الکتریسیته بسیار مورد استفاده قرار می گیرد زیرا در عمل در بسیاری از کشورها، تولیدکننده الزام به ارائه ی نیروی برق به دولت محلی (شرکت توزیع نیروی برق آن کشور) دارد و مجاز به فروش برق تولیدی خود به طور مستقیم به مصرف کنندگان نهایی نمی باشد که در نتیجه چنین قراردادی می تواند منافع تولید کننده را تا حدی تامین کند. این نوع قرارداد در ایالت متحده مجاز نمی باشد.

6.فروش نقدی spot sale

فروش نقدی قراردادی است که برای خرید و فروش کالا به این ترتیب به تحویل و پرداخت در فروش صورت گیرد. که البته به طور معمول این روز، تا دو روز کاری پس از انعقاد قرارداد است. قیمت هم همان قیمت بازاری کالا در هنگام فروش محصول می باشد. این روش کمترین سود برای شرکت پروژه دارد. خریدار هیچ تعهدی به پرداخت قیمت ثابت و هزینه ها پروژه ندارد.

PPA structure (power purchase agreement)

رایج ترین مدل در قراردادهای take or pay  ساختار PPA می باشد و بقیه از این مدل پیروی می کنند.

1.نیازمند یک نیروگاه هستیم که بتواند شرکت پروژه را تولید کند و در تاریخ توافق شده زمین بهره برداری شود.

2.تعرفه بر اساس یک حداقل مورد نیاز نیروگاه تعیین می شود.( بر اساس حداقل قابلیت تولیدش)

3.خریدار انرژی هم نیاز دارد تا اقناع شود که شرکت پروژه و اسپانسرهایش تکنیک و فناوری و قابلیت های مورد نیاز برای راه اندازی و بهره برداری زمین و نیروگاه و قراردادهای EPC مناسب و تامین کننده سوخت Supply agreement را منعقد کرده و دارا می باشند.

4.خریدار مطمئن شود که شروط قرارداد تامین مالی به طور غیر مستقیم خریدار را در معرض ریسک ها قرار نمی دهد. بنابراین خریدار انرژی ممکن است قابلیت اسپانسرها برای فروش تولیدات برای تضمین ادامه کار محدود کنند.

زمان پرداخت تعرفه در take or pay از زمانی است که نیروگاه تکمیل می شود و بع این تاریخ COD(commercial operation date) می گویند.

اثبات COD: آزمون عملی و شرکت پروژه برای خریدار باید ثابت کند و خروجی واقعی نیروگاه را شرح بدهد. چون تعرفه بر اساس ظرفیت خروجی تعیین شده است.

تعرفه 

تعرفه معمولا به صورت ماهیانه توسط خریدار به شرکت پروژه پرداخت می شود و عموما از دو قسمت تشکیل شده است:

1.پرداخت ثابت هزینه ی آمادگی ( که از آن به عنوان پرداخت ظرفیت یا هزینه ی آمادگی یاد می شود.)

2.هزینه ی تولید انرژی که بر اساس میزان استفاده متغیر است و به عنوان هزینه ی متغیر شناخته می شود.

و هزینه های دیگر.

پرداخت هزینه ی امادگی حتی در هنگامی که چیزی به خریدارانتقال داده نشده هم باید به شرکت پروژه صورت پذیرد. زیرا بیانگر هزینه های ثابت شرکت پروژه است که برای ساخت تاسیسات و آماده کردن آن برای خریدار، انرژی صرف شده است. این عنصر از تعرفه باید پوشش دهنده ی عناصر زیر باشد:

1.هزینه ای ثابت اجرایی و عملیاتی مثل اجاره ی زمین، هزینه ی مربوط به کارمندان، حق بیمه و مالیات و..

2.وام. که شامل اصل میزان وامی که شرکت پروژه دریافت کرده و نرخ بهره ی این مبلغ می باشد و معمولا بر اساس فروض از پیش تعیین شده پرداخت می گردد.

3.بازگشت سود مورد انتظار که عبارتست از جریان نقدی شرکت پروژه پس از کسر اقساط وام و هزینه های ثابت اجرایی و مالیات ها که باز هم مبتنی بر فروض از پیش تعیین شده در خصوص میزان سرمایه مورد نیاز است.میزان سودی که حامیان مالی پروژه به دست می آورند بر اساس ریسک های موجود در هر پروژه متفاوت است. در برخی از کشورها حداکثر میزان بازگشت سود برای حامیان مالی پروژه توسط مقررات دولتی تعیین می ش.د.

4.پوشش مخارج توسعه پروژه توسط حامیان مالی پروژه که باید به عنوان جزئی از پرداخت آمادگی پروژه محاسبه گردد. مخارج توسعه شامل هزینه های ساخت تاسیسات ، هزینه های اخذ مجوز ها، مخارج قانونی خدمات مهندسی و هزینه های توسعه زیست محیطی می باشد.

پرداخت بابت هزینه ی آمادگی می تواند بر اساس میزان ثابت سالیانه صورت پذیرد و یا با تغییر شرایط تغیییر کند. پرداخت های متغیر هزینه آمادگی معمولا به اندازه کافی قابل پیش بینی نیستند که بتوان در تامین مالی پروژه روی آن ها حساب کرد. صرف نظر از ثابت یا متغیر بودن پرداخت بابت آمادگی این پرداخت ها می توانند به تناسب شرایط با در نظر داشتن صور ذیل انجام پذیرند :

1. قیمت پایه 

این قیمت پایه معمولا پوشش دهنده ی میزان بدهی شرکت پروژه است که بایستی به وام دهندگان پرداخت شود و هدف از تعیین آن ایجاد اطمینان در معاملات پروژه است.

2. پرداخت بیشتر در ابتدا

در ابتدای بهره برداری تجاری شرکت پروژه میزان زیادی بدهی بابت وام هایش دارد که بایستی پرداخت گردند. در برخی موارد ساختار تادیه پرداخت هزینه ی آمادگی به این صورت است که در سال های اولیه قرارداد که بدهی های بیشتری تصفیه نشده اند و میزان اصل و سود وام بیشتر است ، به نسبت بیشتری در مقایسه با سال های آخر قرارداد صورت پذیرد.

3. پرداخت بیشتر در انتها

این کاملا متضاد مورد قبل است. در این روش تعیین قیمت ، برنامه ریزی بازپرداخت بدهی ها، اقساط اصلی و عمده را در سال های نهایی قرارداد می گنجانند. این شیوه در جایی مورد استفاده قرار می گیرد که پیش بینی قیمت انرژی در سال های آخر قرارداد افزایش می یابد. از نظر سیاسی این گرایش می تواند در کشورهای در حال توسعه که به دنبال جلوگیری از افزایش بی رویه ی بهای انرژی لازم برای تامین مالی پروژه ای هستند مفید واقع شوند.

4. پرداخت میانی با نرخ متوسط 

گرایش میانه، پرداخت آمادگی با نرخ متوسط است. مطابق این شیوه پرداخت های آمادگی در طول زمان صرف نظر از میزان وام های تصفیه نشده یکسان خواهد بود. در این حالت مقدار پرداخت با محاسبه ی میانگین ارزش حاضر در بهترین برآورد مشخص می شود.

یکی از مهم ترین مواردی که شرکت پروزه در تعیین میزان پرداخت آمادگی باید در نظر داشته باشد ریسک مخارج غیر منتظره است. که می تواند شامل افزایش هزینه های ساخت ، نرخ سود بدهی خارجی و تغییر در هزینه های اداره و نگه داری تاسیسات و تغییر در قوانین مالیاتی باشد. در جایی که شرکت پروزه این ریسک ها را به عهده دارد پرداخت بابت هزینه ی آمادگی افزایش خواهد یافت. اما در صورتی که این ریسک ها به خریدار انرژی تحمیل شده اند، هیچ تغییری در میزان پرداخت آمادگی صورت نخواهد پذیرفت. غالبا در جایی که خریدار انرژی نهادی دولتی باد ریسک های افزایش هزینه ی ساخت و تغییر در مخارج نگه داری و اداره ی پروژه را شرکت پروژه به عهده می گیرد در حالی که سایر ریسک ها از جمله ریسک تورم و تغییر قانون و قوانین مالیاتی به خریدار انرژی تحمیل می شود.

حقوق دادگستری

پرداخت بابت هزینه ی تولید:

پرداخت بابت هزینه ی تولید تنها در صورتی بایستی توسط خریدار پرداخت شود که واقعا انرژی تولید شده باشد. همانند پرداخت هزینه ی آمادگی پرداخت انرژی می تواند ثابت یا متغیر باشد. پرداخت بابت هزینه ی تولید برای پوشش دادن هزینه های بهره برداری تاسیسات انرژی محاسبه می شود مانند بهای سوخت و مخارج گوناگون نگه داری اداره ی تاسیسات.

عوامل مانع اجرای قرارداد

گاهی اوقات عدم پایبندی به تکالیف قراردادی ناش یاز به وجود آمدن شرایطی است که یا به طور قهری انجام قرارداد را با مشکل مواجه کرده و به صورت موقتی یا دائم مانع ادامه همکاری طرفین می شود و یا باعث می گردد که ادامه همکاری بر مبنای قرارداد منعقده از نظر اقتصادی توجیهی نداشته باشد.

1.فورس ماژور 

که در حقوق مدنی ایران باید سه شرط خارجی بودن ، غیر قابل اجتناب بودن و غیر قابل پیش بینی بودن را داشته باشد. حادثه ی فورس ماژور با در نظر گرفتن منشا ایجاد به دو دسته تقسیم می شود:

فورس ماژور طبیعی مثل سیل و زلزله و …

فورس ماژور سیاسی مثل اعتصاب و جنگ و اقدامات تروریستی و …

در صورتی که فورس ماژور به صورت موقت ساخت و ساز پروژه را معلق سازد، شرکت پروژه از پرداخت خسارت تاخیر تکمیل معاف می شود. ازین روست که فورس ماژور موقت را واقعه ی معاف کننده نیز می نامند. گاهی اوقات خریداران به منشا فورس ماژور نیز توجه می کنند و اگر سیاسی باشد آن را نمی پذیرند. و ریسک آن با شرکت پروژه باقی می ماند. پس هرچند در حقوق ایران وقوع حادثه ی فورس ماژور متعهد را از انجام تعهداتش و پرداخت خسارت معاف می کند اما در قراردادهای بین المللی شراط متفاوت بوده و ممکن است بروز فورس ماژور با منشا سیاسی، شرکت پروژه را از پرداخت خسارت به خریدار معاف نکند.

2.تغییر بنیادین اوضاع و احوال

گاهی اوقات تغییر اساسی در عوامل اقتصادی ، مالی ، حقوقی و یا دانش فنی ، پیامد های اقتصادی جدی و زیانباری را برای یکی از طرفین به دنبال می آورد که انجام تهعدات قراردادی را برای او مشکل و کتعذر می سازد. و در عمل دیگر انجام نعهد برای متعد اقتصادی و مقرون به صرفه نمی باشد. پس فورس ماژور اجرای قرارداد را ناممکن می سازد و اثر آن تعلیق قرارداد و یا فسخ آن است. در صورتی که تغییر بنیادین اوضاع و احوال، اجرای قرارداد را سخت و مشکل می سازد که در این صورت معمولا طرفین با برگزاری مذاکرات مجدد سعی بر تعدیل قرارداد دارند نه خاتمه ی آن.

درج شرط تغییر بنیادین اوضاع و احوال در قراردادهای بلند مدت می تواند بسیار مفید باشد زیرا نشان دهنده ی تمایل طرفین به همکاری است. در قراردادهای بلند مدت مثل قرارداداهای نفت و گاز ، زغال سنگ ، برق و غیره اجرای قرارداد ممکن است سالیان متمادی ادامه داشته باشد. موضوع و هدف این قراردادها رابطه قابل توجهی بین طرفین به وجود می آورد که خاتمه ی آن برای هیچ یک از طرفین مطلوب نیست. اما در طول اجرای قرارداد ممکن است حوادثی رخ دهد که پیش بینی آن در زمان انعقاد قرارداد غیرممکن بوده و بنابراین نیاز به تعدیل قرارداد به وجود می آید.

ضمانت اجرای تخلف از تعهدات قراردادی 

تخلف خریدار از تعهدات قراردادی : در یک قرارداد فروش محصول که به صورت خرید تضمینی منعقد گردیده است، خریدار مکلف به گرفتن محصول یا خدمت ارائه شده منطبق با شرایط قراردادی بوده در صورتی که به هر عنوان از تسلم خودداری نماید بایستی معادل بهای آن محصول را به فروشنده بپردازد. الزام به پرداخت خسارتی به این گزافی را شاید در کمتر قراردادی بتوان مشاهده نمود. در قرارداد خرید تضمینی خسارت عدم انجام تعهد در واقع معادل بهای کل مبیع بوده و بنابر این می توان حالتی را تصور نمود که خریدار نه تنها محصولی را دریافت نکرده است بلکه برابر کل ثمن را نیز پرداخته و در مقابل فروشنده معادل بهای محصول خود را بدون اینکه آن را در اختیار خریدار قرار داده باشد دریافت کرده. سوالی که اینجا مطرح است نفوذ چنین شرطی در نظام حقوقی ایران است. مطابق ماده 230 قانون مدنی اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف ف متخلف مبلغی را به عنوان خسارت تادیه نماید حاکم نمی تواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه ملزم شده است محکوم کند. هم چنین با توجه به ماده 10 قانون مدنی صحیح است. شاید گفته شود این شرط با انصاف مغایر است . اما باید توجه کرد که ماهیت قراردادهای تامین مالی پروژه ای با آنچه به طور سنتی در قراردادها وجود دارد متفاوت است. و معمولا ماهیت محصول هم متفاوت است. در قراردادهای معمول، فروشنده می تواند کالا را در انبار نگه دارد و الزام خریدار به پرداخت ثمن را بخواهد. اما با توجه به فراریت و اشتعال زا بودن گاز ، در حجم بالا امکان ذخیره سازی وجود نداشته و عملا در صورتی که خریدار در زمان مقدر از تحویل گاز خودداری کند ، فروشنده محصول خود را از دست می دهد. بنابر این تنها راه جبران خسارت وارده به فروشنده پرداخت مبلغی معادل کل بهای محصول است.

تخلف فروشنده از تعهدات قراردادی : تعرفه تنها در صورتی توسط خریدار پرداخته خواهد شد که شرکت پروژه مطابق با توافقات به عمل آمده قادر به تولید محصول باشد. در غیر این صورت شرکت پروژه مسئول جبران خساراتی  خواهد بود که از این رهگذر به خریدار وارد شده است. که این خسارت ممکن است به صورت کاهش تعرفه باشد و یا پرداخت جداگانه ای از طرف شرکت پروژه به خریدار صورت گیرد. به طور کلی تخلفات فروشنده را در موارد  زیر می توان دسته بندی کرد :

1.تاخیر در تکمیل : در صورتی که پروژه دیر تر از موعد مقرر تکمیل گردد در نتیجه ی این تاخیر خریدار مجبور به تولید یا خرید انرژی از منبع گرانتر شده باشد شرکت پروژه مسئول جبران خسارت وارده به خریدار خواهد بود که بر اساس نرخ مناسب برای هر روز تاخیر، محاسبه و پرداخت می شود. معمولا برای جلوگیری از تزلزل طولانی مدت و عدم قطعیت در خصوص اینکه آیا بالاخره پروژه تکمیل می گردد یا خیر، معمولا یک تاریخ خاتمه ی نهایی مشخص می گردد که در صورتی که تا آن تاریخ پروژه تکمیل و راه اندازی نگردید خریدار حق فسخ خواهد داشت.

2.بازدهی کمتر از برآورد اولیه : اگر به عنوان مثال در یک قرارداد فروش برق قرار بر این بوده که تاسیسات مورد نظر x مگاوات خروجی برق داشته باشد اما کمتر از این مقدار باشد، یا خسارت مقطوعی به خریدار پرداخت می شود یا کاهش هزینه ی آمادگی را در پی دارد.

3.بازدهی حرارتی بیشتر از برآورد اولیه : اگر پس از تست های اجرایی در یک نیروگاه برق معلوم شود که تاسیسات ، سوختی بیشتر از حد انتظار برای تولید برق معین مصرف می کند به دو صورت می توان این مشکل را مدیریت کرد . اول اینکه تفاوت بازدهی حرارتی را نادیده گرفته و در محاسبا ت انرژی شرکت پروژه هزینه ی سوخت مازاد را متحمل شود. دوم اینکه پیش فرض های هزینه های انرژی برای مصرف سوخت تعدیل شده و خسارت ابتدایی به خریدار محصول برای جبران این موضوع پرداخت گردد.

1.آمادگی کمتر از حد پیش بینی شده : اگر نیروگاه قابلیت تولید میزان برق مورد توافق طرفین را در طی مدتی که توافق شده نداشته باشد، چه به دلیل عدم آمادگی نیروگاه و چه به دلیل پایین بودن کیفیت محصول ارائه شده شرکت پروژه مسئول جبران این خسارت است.

فسخ قرارداد 

قرارداد های آف تیک ممکن است با بروز امور معین و متعددی که در مفاد قرارداد به آن ها اشاره می شود فسخ گردیده و قبل از انقضا مدت زمان تعیین شده برای آن خاتمه پذیرد.

تولید کنندگان و خریداران در زمان پیش نویس قراردادهای آف تیک معمولا فهرستی از وقایع منجر به فسخ و خاتمه ی پیش از موعد قرارداد را فراهم می آورند. و طرفین قراردادهای اف تیک برای جلوگیری از فسخ ناموجه معمولا قوانینی سخت گیرانه وضع می کنند. و چون معمولا فسخ به نفع طرفین قرارداد نیست همواره راه حل نامناسبی به نظر نمی رسد. و ترجیح می دهند به جای الغای کامل قرارداد وجه التزام پرداخت شود.

انواع فسخ 

فسخ مبتنی بر قصور و فسخ بدون قصور. چنان که از عناوین بر می آید در فسخ مبتنی بر قصور کوتاهی اساسی تولید کننده یا خریدار از انجام تعهدات مهم مندرج در قرارداد، در صورت وجود سایر شرایط لازم، منجر به فسخ قرارداد از جانب طرف مقابل می گردد. در حالی که در فسخ بدون قصور طرفین در انجام تعهدات قراردادی خود مرتکب هیچ گونه قصوری نمی شوند. ولیکن به واسطه ی وجود برخی شرایط خاص ، قرارداد فسخ می گردد.

1.فسخ بدون قصور 

نمونه ی بارز تحقق فسخ بدون قصور ، در زمان بروز فورس ماژور است.

2.فسخ مبتنی بر قصور 

طرفین قراردادهای اف تیک به طور معمول در زمان پیش نویس قرارداد ،  به تدوین بندی که مبین وقایع قصور آمیز باشد، می پردازند. در صوزتی که هرکدام از تولید کننده و خریدار در انجام به موقع و مقتضی تعهدات اساسی خود در قبال طرف دیگر در ظرف مدت معینی که در قرارداد تعیین گردیده است اقدام به جبران قصور خودننماید ، طرف مقابل وی حق فسخ قرارداد را پیدا می کند. ولی باید توجه داشت که تحقق چنین فعل یا ترک فعل هایی فی نفسه برای فسخ قرارداد کفایت نمی کند. در واقع اگر طرفین بعد از تحقق قصور از انجام تعهدات و بعد از اخذ اخطار مکتوب از جانب طرف مقابل در ظرف مدت زمان معینی قصور خود را جبران ننماید، حق فسخ برای طرف مقابل ایجاد خواهد گشت.علاوه بر موارد مذکور ، در صورتی که هر کدام از طرفین ورشکسته شوند یا قرارداد را  به فرد دیگری واگذار کند یا هرگونه ترتیباتی را برای انتفاع طلبکاران صورت دهند ، یا در صورتی که هرکدام از دعواهای ورشکستگی یا تعیین مدیر تصفیه و انحلال تحقق پذیرند، ممکن است برای طرف مقابل حق فسخ قرارداد ایجاد شود. چرا که تحقق چنین مواردی نیز به طور معمول در قراردادهای اف تیک ، به عنوان وقایع قصور امیز تلقی می شوند. بنابر این به علت اینکه خطر تداوم تجارت با یک فرد ورشکسته امری انکار ناپذیر محسوب می شود، لذا در قراردادهای اف تیک حق فسخ برای طرف مقابل در نظر گرفته می شود.

پرداخت وجه التزام 

به طور معمول طرفین در زمان پیش نویس قرارداد اف تیک به پیش بینی وجوه التزام در ارتباط با انجام احتمالی قصور در موارد فسخ مبتنی بر قصور می پردازند. به همین مبنا در صورتی که یکی از طرفین به واسطه ی کوتاهی در پرداخت قیمت یا تحویل محصول یا طرح دعوای ورشکستگی علیه خود یا سایر قصورها ، قاصر محسوب شود ملتزم به پرداخت وجه التزام می گردد. و طرف متضرر باید به نحو معقول و با حسن نیت کامل وجوه التزام قابل پرداخت را محاسبه کند و با ارائه توضیحاتی کامل در مورد نحوه ی محاسبه ، مبلغ آن را به طرف قاصر اطلاع دهد.

چرا باید از خدمات ابزارحقوق استفاده کنیم

برای انعقاد هر نوع قراردادی، وکالتنامه، اظهارنامه، تعهدنامه، دادخواست، شکوائیه و… باید نسبت به قوانین آن به صورت کامل آگاه باشیم. عدم رعایت هر یک از موارد قانونی، باعث به وجود آمدن خسارت‌های سنگین برای هر یک از طرفین قرارداد خواهد شد. لذا انعقاد چنین اوراقی باید توسط وکلا یا کارشناسان حقوقی صورت پذیرد. ضمناً استفاده از پیش‌نویس های آماده هر اوراقی‌ باعث صرفه جویی در وقت و هزینه می گردد.

, , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست

دلیل بازگشت وجه