ابزار حقوق

انواع انرژی های تجدید پذیر

619 نفر
5/5 - (2 امتیاز)

انواع انرژی تجدیدپذیر

انواع انرژی های تجدیدپذیر

 

ما در حوزه حقوق انرژی، non-renewable رو مطرح کردیم که غیرتجدیدپذیر هستند و به انرژی های فسیلی رسیدیم که یک سری از آنها مثل oil shaleو یا natural gas hydrate که جزء انرژی های غیرمتعارفند. در این زمینه فی الواقع صنعت نفت و گاز خیلی سرمایه گذاری نکرد. چون عمدتا از متعارف و عادی برداشت میشد. تاکنون منابع متعارف جوابگوی نیاز ما به انرژی بوده و شاید رد سالهای آتی سرمایه گذاری در این زمینه ها شدت پیدا کند. مثال: وجود oil shale در حوزه ی آمریکای شمالی، کانادا بسیار فراوان است اما هنوز نوتانستند در حد مطلوب سرمایه گذاری انجام دهند.

در خصوص منابع انرژی که به صورت تجدیدپذیر است و از بین نمی رود و بشر همیشه می تواند از آن استفاده کند  منابع متعددی وجود دارد که مثال آن در پاور پوینت هست. دو مورد اول همان انرژی خورشیدی است که از طریق پنل های خورشیدی امروزه در اختیار صنعت قرار گرفته و حتی به مصارف خانگی رسیده است. امروزه به ویژه در دنیای صنعتی خیلی از خانه انرژی و گرما و برق را از طریق پنل های خورشیدی دریافت میکنند که میتواند واقعا یک منبع ناتمامی باشد برای بشر برای دسترسی به انرژی که عمدتا از طریق اشعه خورشید به پنلهایی که انعکاس اشعه تبدیل میشود به حرارت و نور که میتوان از آن استفاده کرد. امروزه هم ارزش صنعتی و هم ارزش خانگی پیدا کرده. اگرچه سرمایه گذاری در این زمینه کمی حجیم است و نیاز به منابع مالی زیادی دارد و به همین دلیل خیلی متداول و رایج نیست. از طرف دیگر solar thermal power هست که در واقع باز هم خورشیدی است منتهی خورشیدی که تبدیل به حرارت میشود و این هم در مجموعه انرژی های تجدیدپذیر قرار میگیرد. که معمولا برای گرمادهی استفاده میشود و در داخل زمینه و یا زیر خاک و زیر بستر قرار میگیرد و در عین حال گرما را میگیرند. گرمایی که از طریق تابش نور خورشید وارد زمین میشود و خاک و زمین را گرم میکند از این گرما را به گرمایی که مصارف صنعتی و خانگی دارد، تبدیل میکنند. در انگلستان، در یک محیط بسیار بزرگ در ظاهر هیچ پنلی وجود نداشت (نه روز سقف ساختمان و نه روی زمین)، برق و نیازهای گرمایشی یک مجتمع از طریق همین نوع از انرژی برآورده میشد که دفع شده بود و حرارت زمین منتقل میشد به یک سری دستگاهی که از آن حرارت میگرفتند و برای گرمادهی استفاده میکردند.

Passive solar air and water heating

باز هم استفاده از انرژی خورشیدی است. ولی solar air هست. یعنی تابش مستقیم نیست. بلکه خورشید به محیطی می تابد و محیط را گرم میکند. گرمای محیط را میگیرند و منتقل میکنند. مثل فضای داخل گلخانه ای.

پس از solar air حبابی از هوایی درست میکنیم که آن هوا ناشی از حرارت خورشید گرم میشود و از آن هوای گرم، انرژی های حرارتی و مکانیکی میگیرند.

Water heating

زمانی که خورشید به منبع آبی می تابد مثل یک برکه، حوضچه، رودخانه و باعث گرمای آب میشود و از گرمای آن آب انرژی میگیرند. بالاخره خودِ گرمای هم میتواند منبع انرژی باشد.

آب از چند طریق منبع انرژی است:

  1. گرمایی که از خورشید میگیرد.
  2. موجی که آب ایجاد میکند. مثلا موجهای سنگینی که زیر آب اقیانوسها وجود دارد، این موجها سرعتی ایجاد میکند که اگر بتوانند این موجها را مدیریت کنند، میتوانند از آن گرما و انرژی بگیرند.

به هرحال، چه مستقیما از خورشید انرژی بگیرید تحت عنوان pvc system چه خورشیدی را از طریق زمین دریافت کنید، چه انرژی خورشیدی را از طریق هوا دریافت کنید، چه از طریق گرمایی که از طریق تابش مستقیم نور به آب می بخشد، عملا میتواند منبعی برای انرژی باشد. (اینها طبقات انرژی خورشیدی است)

نکته. یک زمانی اثر انعکاسی خورشید روی پنل است و از آن پنل حرارت و نور میگیرند، ولی یک وقتی به طور غیرمستقیم از طریق زمین دریافت میکنند. ولی هردو solar  هستند . منبع هر سه تا solar است. یعنی از تابش خورشید و اشعه ی خورشید، انرژی میگیرند.

Wind energy

انرژی طبیعی است. اگر شما در یک منطقه ای باشید که وزش باد وزش مناسبی باشد و به صورت مستمر، حداقل اینکه مثلا به صورت ادواری هم باشد و بعد موتورهایی در آنجا طراحی و تعبیه شود که با پره های چرخنده کار کنند، این پره ها میتواند با سرعت باد گردش تند داشته باشد و از این طریق نقطه گریز از مرکزی ایجاد میکند برای تولید انرژی که بعد انرژی آن را مهار میکنیم.

کشوری مثل هلند که تقریبا در شمال اروپاست و بیشتر وزش بادهای دریای شمال را دراد، از گذشته قبل از نظام جدید صنعت انرژی آنها از طریق آسیابهای بادی کار میکردند ولی امروزه با همان آسیاب ها و پنل های مختلف بادی بخش عمده ای از انرژی خود را از طریق باد تأمین میکنند. کشورهای دیگر هم این سیستم را اعمال میکنند و ایران هم در برخی نقاط ظرفیت خوبی دارد مثل شمال ایران،منطقه منجیل، یا در غرب ایران از انرژی بادی استفاده میشود. البته حجم استفاده از انرژی بادی در زندگی ما خیلی کم است و هنوز به اشباع نرسیده و نیاز به سرمایه گذاری خیلی زیاد است. برق و انرژی که از طریق بادی ایجاد میشود به اندازه ای که از خورشید میتوانیم دریافت کنیم نخواهد بود.

Hydro power

قدرت و انرژی است که از آب به دست می آید. (رودخانه، دریا، اقیانوسها و …) که عمدتا اگر بتوانیم خودِ آب را مدیریت کنیم و در آن را در یک جریان قرار دهیم مثل جریان رودخانه ای این میتواند به منابع انرژی تبدیل شود و حتی آبهای راکد هم برای تولید برق قابل استفاده است. عمدتا نیروگاه های آبی از آبهای راکد پشت سدها گرفته میشود. آب را در اختیار نیروگاه آبی قرار میدهیم و آن را تبدیل به برق میکند و به شبکه سراسری منتقل میکند. این مدلی است که در اغلب کشورهای جهان اجرا میشود. ایران هم در این زمینه تکنولوژی و دانش فنی خوبی دارد و نیروگاه های زیادی داریم. ولی مشکل ما این است که در منطقه ای قرار داریم که تقریبا دو سوم ایران از خشکسالی و کمبود آب رنج میبرد و تنها یک سوم ایران از آب کافی برخوردار است، طبیعتا Hydro power نمیتواند منبع خوبی برای تأمین نیازهای ما در حوزه ی انرژی باشد و میتواند بخشی از نیازهای ما را جبران کند.

Biomass

انرژی است که عمدتا از پسماندهای طبیعی استفاده میشود. مثل پسماندهای ناشی از برگهای درختان، نباتات، لاشه های جانوران، میوه هایی که در زمین پوسیده میشود و کم کم وارد حوزه انرژی میشود. که جمع آوری این پسماندهای طبیعی میتواند باعث ایجاد منابع بزرگ انرژی باشند. در کنار این پسماندهای طبیعی، خودِ توده های گیاهی هم منبع انرژی هستند. مثلا امروزه برخی از کشورها از طریق آفتاب گردان یا گلهای خاصی که به صورت مصنوعی پرورش میدهند انرژی میگیرند که قدرت بالایی دارد که عمدتا در کشورهایی مثل اوکراین و آمریکای لاتین در برخی کشورهایش استفاده میشود.

Biomass توده هایی است که از طبیعت می ماند و حیات طبیعی خود را از دست میدهند و روی زمین می افتند. اینها اگر در طول میلیون ها سال بمانند تبدیل به منابع نفتی و زغال سنگی ما میشود. اما الان بشر می داند همزمان با افتادن اینها بر روی زمین، (درختان، نباتات و جانورانی که روی زمین تلف می شوند و از بین می روند) اینها انرژی هایی داشتند و چون انرژی از بین نمی رود در خودش متراکم است. به عنوان مثال وقتی خورشید به برگ درختی می تابد و کلروفیل درخت را تأمین میکند عملا درخت، انرژی خورشید را در درون خود دارد. این درخت وقتی که روی زمین می افتد انرژی اش از بین نمی رود.

مثال2: یک مزرعه برنج داریم. برنج را درو میکنیم. ساقه های برنج روی زمین می ماند. اینها انرژی هایی از خورشید و طبیعت دریاقت کرده اند. اگر دانش بشر به جایی برسد که همه آنچه در طبیعت عمرشان تمام میشود و روی بستر طبیعت قرار میگیرند، مدیریت کنند میتوانند از آن انرژی بگیرند. فلذا امروزه جمع کردن زباله های طبیعی توسط شهرداری ها و در شهرهای صنعتی آن را تبدیل به برق میکنند و آن را دفع نمیکنند. بلکه آن را به صورت پکیج های بسته تبدیل به برق میکنند و یا حتی از آن آب میگیرند. حتی مواد شیمیایی میگیرند.

اخیرا یک سرمایه گذار خارجی داشتیم از آمریکا که آمده بود با مشارکت یکی از سرمایه گذاران اروپایی و آفریقای جنوبی، تأسیساتی راه بیندازد که تمام زباله هایی که به صورت روزمره تولید میکنیم و مأموران شهرداری جمع میکنند ، اگر به آن تأسیسات بدهیم زباله وارد تأسیسات میشود (بدون تفکیک زباله های صنعتی و غیرطبیعی) و تأسیسات بسیار هوشمند است و زباله های طبیعی را از غیرطبیعی جدا میکند و بعدا خروجی این تأسیسات (که هزینه اش 300-400 میلیون یورو بود) این بود که برق، آب و حتی بنزین و چند محصول شیمیایی میتوانست از این تأسیسات بدست بیاورند. اخیرا یک نمونه از این تأسیسات در شمال ایران در ساری مازندران در حال راه اندازی است البته هنوز سرمایه گذاری شروع نشده است. اینها در حقیقت پکیج های بسته ای هستند که دور زدن زباله ها(circulation) داخل این بسته است و هیچ زایدی ندارد و هیچ بخار و آلودگی تولید نمیکند. بلکه همه چی حتی دی اکسید کربن جمع میشود و تبدیل به محصول صنعتی دیگری میشود.

بشر به این جمع بندی رسیده است که میتواند همه انرژی هایی که به ما می رسد چون انرژی از بین نمی رود بلکه چهره اش تغییر کرده است. مثلا انرژی خورشیدی تبدیل شده به لاشه یا تنه ی درختی

اگر با این اصل به جلو برویم و دانش و تکنولوژی هم پیشرفت کند طبیعتا هرچه که به عنوان زباله انسان در زندگی و حیات خود تولید میکند دوباره برمیگردد به آن چرخه ی حیات مجدد و میتواند از آن استفاده کند.

Biomass اگر به حالت waste برسد میشود زباله هایی که تبدیل به انرژی میشود. waste انرژی هم برمیگردد به آنچه که ما عمدتا از حیات استفاده میکنیم مثل استفاده از جانوران، نباتات، گیاهان در زندگی ما که بخشی از آن تبدیل به waste می شود.

Biomass آنهایی است که روی زمین میفتد، ولی این هم میتواند منبعی برای waste باشد که اینها در واقع waste نیستند و قابلیت انرژی را دارند.

انواع انرژی تجدیدپذیر

Waste دو دسته است

  1. صنعتی که از اینها تبدیل به انرژی میکنیم
  2. ناشی از Biomass

در Biomass امروزه در یکی از کشورهای آمریکای لاتین، بنزین با اکتان بالا در حد سوپر تولید کرده اند از طریق پوست مرکبات مثل پرتغال (چون داخل پوست برخی از مرکبات مثل پرتغال انرژی زیادی وجود دارد) از طریق دریافت انرژی از پوست پرتغال که جزء Biomass است، بنزین با کیفیت بالا تولید کرده اند که اگر ماشین ها از این بنزین استفاده کنند برای محیط زیست هیچ خطری ایجاد نمی کند.

یکی از مشکلاتی که امروز در محیط زیست ما هست، استفاده از بنزین هایی است که ریشه  فسیلی دارد. حال اگر بنزین ریشه فسیلی خود را از دست بدهد و از انرژی های طبیعی باشند مثلا ریشه دریافت بنزین ما از Biomass باشد عملا ما مشکلی نداریم که ماشین ها در خیابان ها ایجاد منابع خطرناک برای زیست انسان کنند.

در هرحال، چون ما با طبیعت و عالم حیوانات، نباتات و جانوران در تماس هستیم Biomass میتواند منبعی برای ما باشد.

Ocean energy در حقیقت مثل Hydro power است. در این هم منبع انرژی آب است. ولی اقیانوس در ظاهر آرام است منتهی بشر به این جمع بندی رسید که زیر همین اقیانوسهای آرام، بسیار متلاطم است، طوفان ها و موج های سنگین دریایی در زیر این اقیانوس ها وجود دارد که اگر اینها کنترل شود میتوان آنها را تبدیل به انرژی کرد.

در گدشته معمولا انرژی هایی که از اقیانوس میگرفتند، انرژی سواحل بود. یعنی می آمدند تأسیساتی را در سواحل دریاها یا اقیانوس ها می گذاشتند، آنجایی که موج های سهمگین خودش را نشان میداد. این موج ها به تأسیسات می خورد و ایجاد اصطکاک میکرد و در نهایت تبدیل به انرژی حرارتی میشد. که همان Hydro power  میشد.

اما امروزه بشر  داخل در اقیانوسها شده و از حد سواحل اقیانوسی گذشته و Currents یا جریانهای زیر اقیانوسی را مدیریت میکند و از آن انرژی میگیرد.

یک پروژه ای که در دریای شمال بود، در حد 200-300 کیلومتر از ساحل دور از کشور بود. نمیتوانستند برق بکشند و از منطقه ساحلی برق را برای تأسیسات نفتی داخل آب ببرند. از طرفی هم اگر در سکوهای نفتی کار کنید، از ژنراتورهای برقی استفاده میکنید که از خودِ نفت و گاز برق تولید میکند و living quarter یا محل سکونت متخصصین نفتی را از ژنراتور میگیرند. اما در این پروژه همه تأسیسات زیرزمینی و کف دریا بود اینها نمیتوانستند از همان ژنراتورها استفاده کنند و می بایستی از همان تأسیساتی که زیر دریاست (مثلا 700-800 متر زیر آب دریا) از همان جریان آب برق تولید کنند.

بنابراین، برای اینکه اینها تأسیسات گازی خود را که زیر دریا بود، حرارت یا برق یا نور آن را تأمین کنند، از طریق ocean energy استفاده میکردند و از ژنراتورهایی استفاده میکردند که منبع آن همان جریان آب بود که می توانست پره ها را حرکت دهد و با حرکت ژنراتورهای دریایی برق تولید میکنند. اگر شما بتوانید همان حرکتی که برای wind دارید و بتوانید پره های بادی را حرکت دهید، اگر آب های زیرزمینی آنقدر جریان مناسب و همیشگی داشته باشد که بتواند پره ها را حرکت دهد و آن پره ها به آرمیچرهایی وصل شود که از آنجا بتواند منبع انرژی بگیرد، عملا آن انرژی قابل جمع شدن است.

Geo thermal energy

تقریبا مثل همان solar thermal است. اما تفاوتی بیّنی که بین این دو هست، در solar با تابش خورشید زمین گرم میشود اما در Geo زیر زمین است. بشر به این دانش رسید که هر اندازه ما به عمق زمین و به وسط هدایت شویم حرارت در آنجا به دلیل فشردگی سازه های زمین و اصطکاکاتی که در آنجا اتفاق می افتد، بیشتر است. و هسته ی زمین در واقع منبع انرژی است. حتی میگویند اگر بشر بتواند یک روزی از هسته زمین به عنوان منبع انرژی استفاده کند اصلا نیازی به هیچ کدام از انرژی های دیگر ندارد. چون این انرژی تا سالیان سال و تا زمانی که عمر زمین وجود دارد، و زمین و خورشید باهم در ارتباطند میتواند انرژی را تأمین کند. مشکل اینجاست که استفاده از انرژی هسته زمین مثل استفاده از انرژی خودِ کره خورشید است. چقدر سخت است که بشر بتواند یک روزی به طور مستقیم از انرژی خورشید استفاده کند. عملا یک خورشید داخل هسته زمین وجود دارد. اما بعضی اوقات، بخشی از این گرمای هسته زمین از طریق خلل و فرج های زمین به دلایل مختلف از جاهای بیرون میزند. به همین خاطر در برخی نقاط سطح زمین هم گرم است به دلیل گرمایی که از هسته و جبه زمین به پوسته زمین می رسد ما در کشور خود، در برخی نقاط این گرمای زمین را داریم. مثل منطقه مشکین شهر آذربایجان که عملا در آنجا مردم چاه آب می زدند می دیدند که زمین گرم است و گرمای زمین به حدی است که میتواند آب را به جوش بیاورد. برخی از این مناطقی که آبهای گرم و جوشان دارد، اینها برمیگردد به آن منطقه ای که حرارت را از زمین می گیرد. آبهای گرم به دلیل ارتباطی که با جوهر زمین دارد ممکن است خاصیت های بسیاری داشته باشد.

Waste to energy در حقیقت همه زباله هایی است که انسان تولید میکند. ما در گدشته گمان میکردیم که industry waste یا زباله های صنعتی در حیات بشر می ماند و موجب آزار و اذیت بشر قرار میگیرد اما امروزه بشر به این نتیجه رسیده که زباله ها را تبدیل به انرژی میکند.

در پروژه ای که قبل بیان شد، بدون اینکه بدانیم زباله ریشه یbiomass  دارد یا صنعتی و بدون تفکیک داخل در تأسیسات تبدیل به انرژی میشود. حتی زباله ها امروزه علاوه بر اینکه برای ما انرژی تولید میکند میتواند برای ما منابع دیگری مثل آب، بنزین، اکسیژن، دی اکسید کربن تولید کند که برای زندگی ما مهم است.

جمع بندی

خداوند هر نوع انرژی که در طبیعت در اختیار ما قرار داده است قابلیت بهره برداری را هم برای ما گذاشته ولی دانش بشر به آنجا نرسیده است. یا نظام های سرمایه گذار یدر اینجا تعریف نشده و ریسک های سرمایه گذاری میتواند بالا باشد. به نظر میرسد هر اندازه که دست بشر از انرژی های فسیلی کوتاه شود مجبور است از انرژی هایی که در زندگی بشر ما را احاطه کرده، استفاده کند. حتی ممکن است دانش بشر به جایی برسد که بعضی از انسان ها را اجاره کنند که از آنها انرژی بگیرند !! اگر گیاهان و حیوانات منشأ انرژی هستند انسان ها هم میتوانند منشأ انرژی باشند.

نکته. آنجایی که در زندگی صنعتی ما بخواهیم از زباله ها، انرژی بگیریم اینها همان زباله های صنعتی است. اما اگر تأسیسات را در مناطق طبیعی بگذاریم مثلا جنگل. اگر بخواهیم انرژی موجود در درختانی را بگیریم که می افتند و تبدیل به لاشه هایی میشوند، آنهای زباله های Biomass هستند.

Biomass دو دسته اند:

  1. زنده اند و خود منبع انرژی اند مثل گل های خاصی مثل آفتابگردان یا گلهای نباتی و روغنی که منبع انرژی اند و مرکبات
  2. برخی از این Biomassها که زندگی خود را از دست می دهند تبدیل به waste میشوند. اینها Biomass waste هستند. اینها زباله ها و اضافاتی هستند که از Biomass مانده اند و باید آنها را جمع کرد تا بتوان از آن هم انرژی دریافت کرد.

  سطح مصرف انرژی را در دنیا که نگاه کنیم، تا سال 2020 استفاده بشر از انرژی اتمی در سطح کمی قرار دارد و بیشترین انرژی که ما امروزه استفاده میکنیم نفت است که سهم بسیاری از گذشته داشته است. طبق برنامه ها و نقشه های جدید نشان میدهد که نفت تا 2050 هم رتبه اول را دارد. گاز اگرچه در دوران گذشته منبع انرژی محدودی بود و در مقایسه با نفت کمتر از نصف نفت ، گاز طبیعی بود ولی هرچه که زمان میگذرد فاصله کوتاه تر میشود و به نظر می رسد که باتوجه به اینکه هزاره سوم، هزاره استفاده از گاز است، گاز بتواند جای نفت را در انرژی های فسیلی بگیرد.

زغال سنگ با اینکه بیشتر از گاز در ابتدا حضور داشت و منبع انرژی بشر را تأمین میکرد اما گاز از آن سبقت گرفته و عملا روز به روز روند استفاده از زغال سنگ کاهشی خواهد بود. مگر آنکه از زغال سنگ، گاز بگیرند و زغال سنگ فقط منبعی برای تولید گاز باشد.

Renewable energy روند و حرکت خیلی تندی ندارند. شاید به دلیل اینکه دانش و تکنولوژی بشر هنوز آنقدر توسعه پیدا نکرده است و سرعت استفاده ی ما از انرژی های جایگزین کم است ولی از سال 1970 این حرکت رو به صعود است. برعکس انرژی اتمی که حرکت ثابت (stable) دارند و حرکت افزایشی در انرژی اتمی نخواهیم داشت، ولی renewable، گاز، نفت افزایش می یابد.

در خصوص انرژی، بحث جایگاه ویژه ایران در خاورمیانه و دریای خزر در چشم انداز سند 1414 بیان میکند که ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، الهام بخش در جهان اسلام، و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین الملل…

این در افق 1414 بود که عملا 11 سال داریم که به این هدف برسیم. طبیعتا زمانی که این چشم انداز برای کشور طراحی شده بود، شاید در آن فضا این برنامه قابل پیش بینی بوده و قابل عمل بوده است اما بعدها اتفاقاتی که در زمینه سیاستهای خارجی ایران اتفاق افتاد، به ویژه تحریم ها دامنگیر کشور شد، شاید رسیدن به همه اهداف و چشم انداز 20 ساله کشور به صورت 100% محقق نشود. اما تحقق آرمانهای این چشم انداز دور از واقعیت نیست. توانمندی، زیرساختها و ظرفیت های موجود در کشور اجازه رسیدن به این مرحله را خواهد داد. اما همچنان که چشم انداز گفته “با عزم ملی، تلاش و کوشش برنامه ریزی شده، در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، این اهداف بایستی محقق شود.” متاسفانه پایه های اصلی اقتصاد کشور به انرژی های نفت و گاز وابسته است و نیازهای جهانی هم به این ذخایر است. وابستگی کشور به نفت و گاز باعث تأسف ماست ولی نیاز جهانی به ذخایر معدنی و هیدرو کربنها جزء فرصت های ماست. اگر ما بتوانیم آن چالش اولیه را حل کنیم و فرصت های دومی را اضافه کنیم به نظر می رسد که میتوانیم از جایگاه خودمان در منطقه دفاع کنیم. از یک طرف، جمهوری اسلامی در مرکز بیضی شکل استراتژیک هیدور کربنی جهان در خاورمیانه و آسیای میانه قرار دارد. عملا ایران در دو طرف بیضی که منبع انرژی دنیاست، یعنی دریای خزر اگرچه به اندازه مطلوب توسعه یافته نیست ولی خلیج فارس توسعه خوبی یافته، نشان داده که منبع هیدرو کربنی خوبی در جهان است و در ایران هم بین خاورمیانه و آسیای میانه میتواند نقش اساسی ایفا کند.

اینکه میگوییم منبع اصلی انرژی جهان است، آخرین آمار حدود 60% انرژی فسیلی دنیا را خلیج فارس تأمین میکند. اگرچه دریای خزر نقش تأمین کننده انرژی دنیا را ندارد ولی پیش بینی میشود که اگر دریای خزر به توسعه برسد و کشورهای همسایه حوزه دریای خزر همت کنند و از این نعمت خدادادی به صورت توافقات چندجانبه عمل کنند، به نظر می رسد 80% انرژی مورد نیاز جهان بتواند از خاورمیانه و از طریق دریای خزر و خلیج فارس تأمین شود.

موقعیت جمهوری اسلامی ایران، از لحاظ دسترسی و تسلط به منابع نفت و گاز و راه های انتقال منحصر به فرد است. ایران با دارا بودن بیش از 150 میلیارد بشکه نفت قابل استحصال (یعنی نفت درجای ما باید به مراتب بیشتر باشد. اگر نفت قابل استحصال ما 30% باشد، نفت درجای ما عملا دو سوم محاسبه نمیشود. یعنی از هر 100 بشکه نفت میتوان 30 بشکه را استخراج و استحصال کنیم. پس بقیه (70 بشکه) زیر زمین می ماند. هر زمان که دانش و تکنولوژی ما افزایش پیدا کرد و توانستیم هر 100 بشکه را نجات دهیم، عملا سطح استفاده ما از انرژی بالاتر می رود. علت اینکه ما نمی توانیم بیش از 30% از ذخایر را نمیتوانیم برداشت کنیم، علل فنی، مهندسی و تکنولوژی دارد که سرمایه گذاری سنگین میخواهد. هر اندازه که نفت با فشار طبیعی قابل استحصال باشد هزینه اش کمتر است چون با حفاری و تأسیسات تحت الارضی می توان انجام داد. اما بخشی از نفت به صورت مولکولهای سنگین باقی می ماند که اینها قابل استحصال نیست. در اینجا یک سری سرمایه گذاری لازم است. تزریق آب یا گاز یا باکتری کنیم که آن مولکولها را نجات دهیم و بخشی هم تبدیل به حالت سنگین تر میشود که به حالت سیمان و آسفالت و … در می آید. پس اینها سرمایه گذاری های گسترده می خواهد. کسانی میتوانند در این زمینه موفق باشند که از دانش و تکنولوژی و سطح سرمایه گذاری بالایی برخوردارند. در هرحال ایران حدود 700 میلیارد بشکه نفت درجا دارد که از این 700 میلیارد، حدود 150-160 میلیارد بشکه قابل استحصال است. مابقی انشالا برای نسل های آینده است. بیش از 33 تریلیون متر مکعب گاز با محاسبه دقیق وجود دارد. اگر کسی بیاید و همین مقداری که قابل استحصال است یعنی هم 150 میلیون بشکه و هم 33 تریلیون متر مکعب گاز. عملا 5000 میلیارد دلار ارزش ذخایر هیدروکربنی کشور است. که رقم بسیار بسیار بالا و سنگینی است. ما در زمانی که تحریم نبودیم و نفت میفروختیم و مشکلی نداشتیم، سالانه درآمدهای نفتی ما 100 میلیارد دلار بود. و حداقل 50-60% این منابع نفتی قابلیت ذخیره سازی را داشت. یعنی عملا کشور ما با 50 میلیارد دلار هم میچرخید. الان که تحریم شدیم میفهمیم که آن موقع که نفت خیلی درآمد ایجاد میکرد خیلی از این درآمدها را نیاز نداشتیم و میتوانست سرمایه گذاری های طولانی مدت را برای توسعه کشور ایجاد کند. متاسفانه در کشور آنطور بود که درآمدهای نفتی که می آمد هزینه های کشور هم افزایش پیدا میکرد ولی امروزه که با هزینه های کمتر مدیریت میکنیم چون درآمد نفتی به آن صورت نداریم، می فهمیم که آنچه که درآمد مازاد بوده لزومی نداشته که تولید شود. به هرحال کشوری که با 50 میلیارد دلار یا کمتر بتواند سالانه زندگی کند، میتواند برای نسل های این کشور را بر اساس سرمایه گذاری های طولانی مدت مدیریت کند و به توسعه برساند.

ببش از 132 سال در حوزه نفت و 250 سال در حوزه گاز ما از این نعمت های خدایی برخورداریم و عملا اگر کسی در حوزه نفت و گاز سرمایه گذاری و کار کند، باید همیشه این پیش بینی را کند که جایگاه کار، پروژه و سرمایه گذاری در حوزه نفت و گاز وجود دارد. آن هم در حالی که هنوز بیش از 80% مناطق عملیاتی کشور مورد اکتشاف قرار نگرفته است. یعنی ما ذخایری که داریم که عملا جزء ذخایر بی نظیر در دنیاست، اگر گاز را در کنار نفت جمع کنیم به نظر نمی رسد که در دنیا هیچ کشوری به اندازه ی ما این ظرفیت را داشته باشد. مثلا روسیه از جهت گاز از ما بیشتر دارد و ترکیب گاز و نفت روسیه از ما کمتر است.

عربستان از جهت نفت بر ما سبقت دارد اما در مقابل عربستان این مقدار گاز را ندارد. این تجمیع گاز و نفت در ایران یک قدرت بسیار استراتژیک در حوزه انرژی به کشور داده است. اگر منابع هیدرو کربنی به درستی اداره شود می تواند توسعه همه جانبه ی کشور را به دنبال داشته باشد. ایران تنها کشور ی است که به هردو حوزه خلیج فارس و دریای خزر دسترسی مستقیم دارد که کشورهای همسایه این فرصت را ندارند. هم از شمال می توانیم به اروپا و دنیای صنعتی وصل شویم و هم از جنوب از طریق خلیج فارس.جمهوری اسلامی طولانی ترین ساحل را در خلیج فارس دارد که بزرگترین منبع انرژی در جهان است  و در شمال هم در دریای خزر ما مجاورت مستقیم داریم.

تا به امروز اکتشافات نشان داده که قوی ترین منابع در خلیج فارس در همان منطقه ای ست که ایران مشروعیت قانونی و حق مالکیت دارد. یعنی حداقل در 20%. اگر ما بحث 50% را که در سابقه تاریخ ما  هست، بتوانیم مالک شویم، انرژی برای آن 5 کشور دیگر نمی ماند ولی در همان 20% هم ایران در حوزه نفت و گاز بسیار توانمند خواهد بود. این مجاورت در خلیج فارس و دریای خزر حتی اگر فواید عملی چندانی برای ما نداشته باشد (به دلیل تحریم ها و مشکلاتی که ما داریم ) ولی قطعا تأثیر گذار است. یعنی کسانی که آن طرف آب نشسته اند، برای انرژی ما تحریم میکنند ممکن است ده ها برنامه برای مدیریت بخش انرژی دارند که ما خودمان نداریم. چون بخاطر اینکه دنیایی که تشنه ی انرژی هستند وقتی می بیند که یک نقطه از کره زمین در اختیار کشوری مثل جمهوری اسلامی هست و بسیار هم منبع انرژی هست، چشم طمع خواهند داشت و از منابع این سرزمین استفاده میکنند. ولی ایرانیان شایسته ترین اقوامی هستند که میتوانند از این منابع بهره مند شوند.

متاسفانه با همه ی توسعه ای که در بخش نفت و گاز داشتیم هنوز به مرحله ی مطلوب نرسیده ایم. خیلی کار داریم. مثلا ما به اندازه ی کافی حقوقدان نفت و گاز نداریم، قرارداد نویسهای نفتی نداریم، کسانی که مسلط به قراردادهای بین المللی باشند نداریم، ارزیابان ریسک در حوزه انرژی نداریم. ما چند سال پیش جشن 100 سالگی صنعت نفت و گاز را داشتیم. تازه بعد از 100 سال، رشته حقوق نفت و گاز در دانشگاه های ما مطرح شده است. همین هم قدم خوبی است ولی واقعا ظرفیت های این رشته را ایجاد نکرده ایم. استاد مسلط در این زمینه کم داریم، پروژه های اجرایی موفق در این زمینه خیلی نیست، اینکه چقدر توانستیم بین دانشگاه و صنعت نفت و گاز ارتباط ایجاد کنیم همه ی اینها مشکلات ماست.

دو سوم ذخایر ثابت شده ی نفت و یک سوم ذخایر ثابت شده ی گاز در خاورمیانه است. وجود منابع عمده انرژی در خاورمیانه موقعیت ایران را به حدی ارتقا بخشیده که با اکثر کشورهای همسایه می توانیم دارای عوامل مشترک ژئوپولتیک باشیم. چون تقریبا انرژی ما با آنها تألیف شده است و می تواند در یک همکاری مشترک به توان افزایی در روابط کشورهای همسایه بپردازیم. شاید به همین خاطر این است که کشورهای همسایه هیچ وقت در آرامش نخواهند بود که چگونه تصمیم بگیرند. از زمانی که چشم باز کردیم، منطقه خاورمیانه را در بحران های مختلف سیاسی، نظامی،اقتصادی و اجتماعی دیدیم. الان هم که بحث داعش مطرح شده است، خودشان هم اعلام کرده اند که جنگ با داعش سالها طول خواهد کشید.

انواع انرژی تجدیدپذیر

اگر منطقه در آرامش نسبی بود، امکان تعریف عوامل مشترک بود. اما همیشه بین ما اختلاف و دشمنی بود. جالب اینجاست که هر زمان که منطقه آرام میشود و انفجاری نیست، دولت امارات ادعای مالکیت سه جزیره را میکند، عراق ادعای اروند رود را میکند، و بالاخره کاری میکنند که آرامش در منطقه نباشد. منطقه خاورمیانه جزء حساسترین مناطق جهان است. و دولتهای ابرقدرت هم در هرجایی که باشند منافع خود را در این منطقه تحلیل میکنند.

تا قبل انگلستان، امریکا بود، سپس روسیه مدعی شد و اخیرا هم چینی ها مدعی شده اند که باید در خلیج فارس منافعی داشته باشند. حالا چین چطور میتواند در خاورمیانه و خلیج فارس نقش داشته باشد، یک معزل دیگری است. روسیه که ورود پیدا کرده و از قبل حضور داشت. انگلیسی ها که رسما اینجا خانه شان هست! اصلا نمیتوان اینها را بیرون کرد. آمریکایی که از انگلیسی ها جوانتر بودند و سیطره خاصی در این منطقه دارند. به همین دلیل می توان گفت که خاورمیانه بشکه باروتی است که هر لحظه ممکن است منفجر شود. اقتصاد جهانی با نفت و گاز منطقه خاورمیانه گره خورده است.

 مصرف کنندگان جهان به ویژه امریکا به انرژی این منطقه احتیاج دارند. و این وابستگی سبب شده که منطقه خاورمیانه را به عنوان علائم ژئوپولتیک خود در نظر بگیرد. یعنی امکان ندارد که سیاست های امریکا در خصوص خلیج فارس عوض شود. مگر نیاز امریکا از خلیج فارس قطع شود. و چون این نیاز کماکان ادامه دارد و اسرائیل هم در اینجا مستقر شده، در واقع آمریکا این روش ها را به عنوان رابطه طولانی مدت ژئوپولتیک در منطقه تعریف کرده است. قدرت های بزرگ هم تلاش میکنند تا با حضور بیشتر در خاورمیانه ضمن رسیدن به این منابع، قدرتهای رقیب خود را به چالش بکشند. درگیری های بین روسیه، امریکا، چین در منطقه قطعا کشورهای حاشیه را درگیر خواهد کرد.

آقایان حیات خلوت رقابت های خود را در منطقه خلیج فارس قرار دادند در حالی که میتوانند در اقیانوس آرام یا اطلس انجام دهند. (بالاخره زمین که زیاد است. یک جای دیگری باهم درگیر شوند!) ولی همه درگیری ها را در خاورمیانه پیاده میکنند. امروزه درگیری امریکا با سوریه، در واقع با سوریه نیست؛ با روسیه ست. چنانکه در درگیری با عراق هم درگیری با روسیه بود که توانستند روسیه را شکست دهند. درگیری با افغانستان هم درگیری با روسیه بود که توانستند روسیه را شکست دهند. سوریه آخرین ابزارهایی است که روسیه در منطقه دارد که اگر این را هم بگیرند، روسیه باید فکر اساسی کند. چون ممکن است به گرجستان برسند. درحالی که روس ها نسبت به گرجستان ادعای مالکیت دارند. درهرحال با سقوط اتحاد جماهیر شوروی و شروع فصل جدیدی از روسیه، عملا تمام تلاش آمریکا این است که تا جایی که ممکن است روسیه را محدود کنند و زیر چتر خود بیاورند. در دوره مدودف تا حدی موفق بودند اما پوتین قلدر است! اگر روسیه اختلافات را سمت اروپای شرقی ببرد برای ما خوب است. حداقل به خلیج فارس کاری ندارند.

هرچه که ایران در فضای تحریم قرار گرفته به طرف چین و روسیه رفت (بلوک شرق گذشته) برای امریکا سنگین تمام شد. شاید معتقد بودند که از طریق این فشارها ایران بالاخره می پذیرد که زیر چتر امریکا قرار بگیرد و رابطه با این کشورها را قطع کند. ولی این اتفاق نیفتاد. مذاکره هم در واقع روشی است که بتوانند ارزیابی کنند که ایران در کجای بازی سیاسی قرار دارد. ایران تمام تلاشش را دارد که نقش قدرتی خود را به عنوان نقش مستقل بازی کند. ولی طبیعتا امریکا از یک ایران بی طرف خیلی راضی نیست و این نمی گذارد که بین ایران و امریکا هماهنگی ایجاد شود.

بررسی ذخایر دریای خزر، خطوط لوله مطرح شده من جمله خطوط نو باکو که فی الواقع گاز منطقه را از طریق ایران بتواند به اروپا برساند همچون خط باکو- جیحون، ویژگی ها و ظرفیت های آن از لحاظ اقتصادی، مساحت و مسائل زیست محیطی مربوطه به دریای خزر، ملی کردن تنگه ای در ترکیه و آب های سیاه و ولگا یکی از بحث ها ی جدی ما در حوزه ی دریای خزر است. برای توسعه ی ذخایر نفتی دریای خزر یکی از مشکلات جدی که داریم، این است که یا باید نفت دریای خزر را بیاوریم به سمت جنوب که میشود ایران یا از طریق شمال (روسیه) منتقل کنیم. اگر بخواهیم از طریق شمال دریای خزر منتقل کنیم عمدتا با ژئوفیزیکی (مشکلات جغرافیایی و زیست محیطی) مواجه می شویم چون تقریبا از اکتبر تا می (حدود 5 ماه) رودخانه ی ولگا و آبراهی که تنها ارتباط ما به سمت شمال اروپاست، یخ می بندد تا حدی که محل کشتیرانی برای حمل و نقل نفت یا گاز نخواهد بود. تنها راهی که برای ما می ماند، ایران است. به همین دلیل ترکمنستان میخواهد از طریق ایران نفت و گاز خود را صادر کند، آذربایجان میخواهد از طریق ایران نفت خود را به ترکیه بفرستد. ضمن اینکه آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان و کشورهایی که با ما در حوزه ی نفت و گاز در دریای خزر سهمیم هستند از روسیه می ترسند که اگر اینها بخواهند سرمایه خود را از طریق روسیه منتقل کنند، روسیه بخواد آن بلایی که به سر اوکراین آورده، ممکن است به سر اینها هم بیاورد. به این خاطر ایران میتواند نقش فیلتری بسیاری خوبی برای ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان ایفا کند. و اینها بتوانند نفت و گاز خود را از طریق کشور ما منتقل کنند.

یکی از علت هایی که ما در تحریم اقتصادی قرار گرفتیم همین است. اگر ایران در تحریم اقتصادی نبود و نفت و گاز دریای خزر میتوانست از سرزمین ایران جابجا شود، ایران میشد قطب اقتصاد انرژی دریای خزر در منطقه. اما در سال 1996 میلادی وقتی آقای کلینتون آن قانون را در مجلس تصویب کردند مبنی بر تحریم حوزه نفت و گاز و انرژی ایران تحت عنوان طرح داماتو، آن زمان ایران تحریم شد. به محض تحریم ایران، خط باکو-جیحون آذربایجان به سمت ترکیه اجرایی شد. چون اگر ایران تحریم نمیشد اصلا خط باکو- جیحون اقتصادی نبود. عملیاتی نبود. ورود ایران به حوزه نفت و گاز آذربایجان می توانست با پروژه 2 میلیارد دلار عملی بود. چون منطقه امنی است و می تواند انرژی منطقه را تأمین کند، ولی آنها با 20 میلیارد دلار آن طرح را اجرایی کرده بودند. هزینه به دوش کشورهای منطقه افتاد به دلیل یک قانون تحریم که در دوره کلینتون وضع شد و همینطور ادامه پیدا کرد. الان یکی از مشکلاتی که ما در بحث تحریم داریم، بحث ما با ترکمنستان است. امریکا شدیدا به ترکمنستان فشار می آورد که شما اصلا گاز و نفت خود را با ایران مبادله نکنید. چون ایران تحریم است و نمی توانید در بانکهای ایران سرمایه گذاری کنید. به طوری که در سالهای اخیر، ترکمنستان با افغانستان کار میکنند که نفت و گاز خود را از این طریق بفرستند برای هندوستان و سپس برای چین! یک سرمایه گذاری بسیار گسترده و سنگینی که ممکن است اقتصادی نباشد ضمن اینکه از جهت امنیتی هم افغانستان منطقه امنی برای حفظ خطوط لوله نخواهد بود. وقتی که شما ایران را در فضای بین المللی تحریم میکنید تا فرصت رشد برای دیگر کشورها ایجاد کنید، مثل افغانستان، آن کشور هم باید ظرفیت آن را داشته باشد. درحالی که ایران مستعدترین و آماده ترین کشور برای توسعهه انرژی در این منطقه است.

خطوط لوله ایران به غرب و مقصد اروپا و جنوب خلیج فارس به عنوان کوتاه ترین، امن ترین و اقتصادی ترین مسیرهای مطرح است. کماکان ما در تحریم هستیم و مشکلاتی داریم ولی همه دنیا و متخصصان انرژی از حساسیت ایران صحبت میکنند. اما زمانی که بحث سرمایه گذاری مطرح میشود می گویند که قانون اجازه نمی دهد. آن هم قانون یک جانبه یک کشوری که به همه تحمیل کرده و آن را تبدیل به قانون فراگیر کرده است. به هرحال، ایران به عنوان منطقه محصور در آسیای مرکزی مثل ازبکستان، افغانستان، یک مکان ترانزیتی مطلوب است. ازبکستان و افغانستان دسترسی به آب ندارند.

درست است که پاکستان دسترسی به آب دارد ولی دسترسی به مناطقی که در خلیج فارس میخواهد ندارد. و از طریق دریای عمان می تواند وصل به آبراه های بین المللی شود. اما منبع انرژی در خلیج فارس است. بنابراین پاکستان هم بخواهد به خلیج فارس راه پیدا کند، راهش ایران است، هندوستان بخواهد به خلیج فارس دسترسی پیدا کند راهش ایران است. اخیرا چین مطرح شده است که از طریق جاده ابریشم گذشته و از مغولستان به ایران برسد که از این طریق به ایران دسترسی پیدا کند. بنابراین، ایران برای حداقل برای کشورهایی که محصور در خشکی هستند میتواند جای ترانزیت باشد درآمدی که کشورها میتوانند از ترانزیت دریافت کنند، بسیار بالاست. مثلا با ترکمنستان که قرارداد بستیم، بابت هر بشکه نفت 5 دلار در آن زمان حق ترانزیت میگرفت. آن هم ترانزیتی که انجام نمی داد. چون نفت را از ترکمنستان می گرفتیم در شمال مصرف میکردیم، نفتی که در خلیج فارس داشتیم به نام ترکمنستان میدادیم که بفروشد. پس حمل و نقلی اتفاق نمی افتاد. ضمن اینکه کاهش هزینه هم برای ما بود. چون لازم نبود که نفت جنوب را در شمال مصرف کنیم. نفت و یا گاز ترکمنستان را در همان شمال و غرب ایران مصرف میکنیم و در نهایت نفت های تولیدی خلیج فارس را بدون هزینه ای وارد فضای بین الملل میکردیم.

 همین درآمد ترانزیت ایجاد میکرد و همینطور یک امنیتی ایجاد میکند. اگر کشور ما بتواند نفت و گاز دریای خزر را ترانزیت کند در مقابل ترانزیت ما اگر بتوانیم برق به این کشورها بدهیم. (یعنی این نفت و گاز را برای تولید برق اختصاص دهیم و مازاد را به کشورهای دیگر دهیم) امنیت منطقه وابسته به ما میشود.

امنیت امروزه از دو طریق تعریف میشود:

1. امنیت از حوزه نفت و گاز در انرژی فسیلی

2. امنیت از طریق برق که بحث نیروگاهی است که ایران می تواند از این دو طریق نقش استرتژیک و حساسی را بازی کند. اینکه تولید نفتی ترکمنستان و قزاقستان را به بهترین شکل از طریق خلیج فارس به دریای آزاد برساند و با وجود دولت امریکا برای نادیده گرفتن این ویژگی و سیاسی کردن راه انتقال نفت و گاز و احداث خط لوله باکو-جیحون، کماکان ایران امن ترین و اقتصادی ترین راه برای انتقال انرژی به آب های آزاد مطرح است.

 

برای مطالعه‌ی قسمت اول کلیک کنید.

ابزار حقوق آماده ارائه خدمات حقوقی به شما مردم عزیز ایران می‌باشد.

, , , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست

دلیل بازگشت وجه